تنها شعرا و نويسندگان نيستند كه نياز به دايره واژگان غني و وسيع دارند.
قطعا بارها برايتان پيش آمده كه براي بيان منظور واقعيتان خود را ناتوان ديدهايد.
اين مشكل دربسياري اوقات زماني بيشتر رخ نشان ميدهد كه ذهنمان درگير
مسئلهاي خاص است. البته آن موقع كه اوضاع خيلي خراب ميشود؛ چون فقط قصه
محدوديت داشتن واژگان نيست بلكه اصلا همه چيز درذهن مان به هم ميريزد و
جا به جا ميشود.
براي مثال، ميخواهيد به اميركبير اشاره كنيد، از قائممقام فراهاني
ميگوييد و يا درفكرتان بحث بر سر شهر كوالالامپوراست اما نام لوكزامبورگ
را به زبان ميآوريد...
اما اگرخود را درشرايط عاديتري تصوركنيد، اين مشكل گاهگاهي به سراغتان
ميآيد. آنجا كه وارد مجلس ختمي ميشويد و ميخواهيد احساس همدردي خود را
بيان كنيد اما نه با جمله كليشهاي "تسليت ميگويم" ؛ بلكه قدري
واقعيترو صميمانهتر، ولي به سختي ميتوانيد جمله گرمي به صاحب عزا
بگوييد كه رنج دروني شما را نشان دهد.
يا زماني كه ميخواهيد درخواستي را براي انجام كاري يا رفتن به جايي رد
كنيد. هرچه تلاش ميكنيد اين عدم پذيرش درخواست را درشكل مناسبتر و با
واژهها و جملات بهتري عنوان كنيد، نميتوانيد.
به عبارت ديگر، خودتان ازآنچه گفتهايد، رضايت خاطر نداريد. البته حتما يك
چيزي ميگوييد، اما بعد با خود فكر ميكنيد ولي بهتراز اين هم ميشد گفت
كه باعث سوءتفاهم يا ناراحتي براي طرف مقابل نشود.
البته بخشي از اين نتوانستنها، همان گونه كه قبلا اشاره كردم به ذهن
هميشه درگيرما بر ميگردد. اما نكتهاي را ميخواهم بگويم كه توجه به آن
نه تنها دايره واژگان شما را گسترش ميدهد بلكه به ذهنتان نيز نظم و
آرامش ميبخشد.
آيا ياد گرفتهايد در زندگي "كمي هم براي خودتان" باشيد. براي مثال،
زمانهاي تنهاييتان را گاهي هم با خواندن كتاب پركنيد. اين دوست صميمي و
يكرنگ كه در هر شرايطي ميتواند در كنار شما باشد.
درست زماني كه در نيمههاي شب، بيخوابي سخت آزارتان ميدهد و احساس
ميكنيد توانايي انجام هيچ كاري را نداريد؛ آن ميتواند اين نگراني را از
شما بزدايد و آرامش و خواب را كمكم جايگزين آن كند.
يا هنگامي كه رنجي دروني ناشي از نوعي ناكامي يا خبري غيرمنتظره و
غمانگيز يا بيخبري مضطربكننده؛ درون شما را به شدت ميكاود و درواقع
درد ميكارد؛ آن به طورمعجزهآسايي ميتواند شما را از اين حالت خارج كند
و به دنياي ديگري كه قطعا از اين شرايط بهتراست، ببرد؛ چون هميشه در كنار
شماست؛ بدون هيچ چشمداشتي يا حتي بهانهاي براي نبودن...
يا چه بهتراز اين دنياي پر رنج و درد پا را فراتر بگذاريم؛ دراوج شاديها
و رضايتمنديها هم آن ميتواند به ما كمك كند كه پيرامون خود را با همه
خوبيها و بديهايش ببينيم و با رسيدن به نقطه تعادل و حس همدردي نسبت به
همنوعان، دنيايي از عشق و زيبايي ارزشمند را در وجودمان احساس كنيم.
به گونه اي ديگر، نمونه "كمي با خود بودن" را ميتوانيد در رو آوري زنان
خوشذوق افغاني به ادبيات مشاهده كنيد. آنجا كه شاعران جوان توانستهاند
با دغدغههاي به نوعي زنانه خود از كليگوييهاي مرسوم گذركرده و تجربهها
و ريزبينيهاي فردي خود را درقالب شعر بيان كنند. سميه رامش، شاعرجوان
افغاني از جمله اين زنان است كه اشعارخود را دركتابي با عنوان "كمي براي
خودم" ارائه كرده است.
به اين ترتيب، به نظر ميرسد او نيز با كشف لطافت شعرهاي مولانا در كنار
ساختار قوي آن و ترجمه اين اشعار، كمي با خود خلوت كرده است تا اگر شده
حتي لحظاتي از گرماي اين شور عاشقانه، برخوردار شود.
و در نهايت ميرسيم به همان نيم بيت معروف كه هركسي از ظن خود شد يار من.
نوشته شده توسط حسین در جمعه 1388/04/05 ساعت موضوع | لینک ثابت

تیتر : راز شگفت انگیز زندگی بدون مشکل
خلاصه : قدرت روانی خود را برای موفقیت افزایش دهید
متن کل خبر : فقط
افرادی عاری از مشکلات و مسائل هستند که دیگر در کنار ما نیستند.
بنابراین، مشکلات یکی از نشانه های زندگی و حیات است. هر چه بیشتر درگیر
مشکلات باشیم، زنده تر و فعال تریم.
مشکلات و پیشرفت ها با هم پیش می روند و نمی توان یکی را بدون دیگری در اختیار داشت.
این رویه ی برخورد با ناملایمات و مشقت ها، بیانگر چیزی است که می توان آن
را نیروی روانی موفقیت نامید و موضوع آن چگونگی برخورد با موانعی است که
با آنها روبرو می شویم. اکثر مردم از لحاظ فیزیکی و بدنی سالم اند ، اما
از جنبه ی نگرش به زندگی ممکن است از سلامت روانی برخوردار نباشند.
راز آن، در این نیست که عاری از مشکلات باشیم، زیرا این گمان دست نیافتنی
است ، بلکه داشتن یک روش مثبت و پرانرژی برای حل مشکلات است.
اکثر مردم از لحاظ فیزیکی و بدنی سالم اند ، اما از جنبه ی نگرش به زندگی ممکن است از سلامت روانی برخوردار نباشند.
چگونه بر مشکلات غلبه کنیم؟
یک بار هنرپیشه ی معروفی اظهار کرد: « مهم نیست که شما به زمین بیافتید ،
بلکه مهم این است که برخیزید». هر فردی مشکلات و سختی هایی دارد که باید
با آنها مبارزه کند. کسانی از این عرصه سرفراز بیرون می آیند که مهارت
رویارویی با ناملایمات را بدون از دست دادن اراده و انرژی شان داشته
باشند. توصیف نیروی روانی دشوار است، اما می توان آن را در وجود کسانی
یافت که با جسارت و شجاعت برای دستیابی به اهداف شان در حال مبارزه و تلاش
اند.
در این جا سه قاعده که به توسعه ی سلامت روانی کمک می کنند را ذکر می کنیم:
قاعده اول: این یک مبارزه است نه مشکل.
دیگر از کلمه ی «مشکل» استفاده نکنید ، زیرا تداعی کننده ی احساس منفی است
و مأیوس کننده است. در عوض واژه ی مبارزه یا چالش را به کار ببرید: « ما
با برخی از چالش های بزرگی روبروییم که باید آنها را حل کنیم. باید آنها
را به مزیت تبدیل کرده و روی آنها کار کرد.»
مبارزه و چالش واژه ای مثبت و انرژی زاست که بیشتر ما را برای کشف یک راه
حل ترغیب می کند. چالش، نیمه ی پر لیوان است در حالی که مشکل، نیمه ی خالی
لیوان است.
ارزشمندترین دارایی شما داشتن یک تفکر مثبت است.
قاعده دوم: چیزی به نام شکست وجود ندارد بلکه یک بازخورد است.
وقتی موشک های هدایت شونده از مسیر خارج می شوند ، حس گرهای بازخورد ، خطا
را یافته و مسیر را اصلاح می کند. این آگاهی از خطا، موشک را قادر می سازد
تا با دقت به مسیر صحیحش دست یابد.
همین نگرش را نسبت به خودتان داشته باشید. زمانی که مرتکب اشتباهی می شوید
، شکست محسوب نمی شود ، بازخوردی است که مکانیسم هدف یابی شما برای این که
دوباره شما را به مسیر صحیح هدایت نماید ، به آن نیاز دارد.
برنامه نویسان رایانه ای می دانند هنگامی که برای اولین بار برنامه ی
جدیدی را راه اندازی می کنند احتمالاً به طور صحیح کار نخواهد کرد و باید
معایب آن را رفع کنند. آنها احساس شکست یا ناراحتی نمی کنند بلکه اصلاحات
لازم را انجام داده و مراحل برنامه را بر پایه ی آموخته های خود تغییر
داده و تصحیح می کنند.
بهترین واکنشی که شما در مقابل یک اشتباه می توانید داشته باشید این است که آن را به عنوان یک تجربه ی آموزنده بپذیرد.
هر گاه موضوعی مسیر غلط و نادرستی را بپیماید ، استقامت خود را حفظ
کرده و به خودتان بگویید: «چه بازخورد جالبی است، چگونه می توانم از این
بیاموزم، چه طور می توانم آن را به مزیتی برای خود تبدیل کنم؟»
افراد پر انرژی و مثبت نیز درست به اندازه ی دیگران در برابر مشقات و
ناملایمات متأثر می شوند اما تفاوت موجود در پیامدهای بعدی آن است.
قاعده سوم: راه حلی وجود دارد ، همه ی کاری که باید انجام دهید یافتن آن است.
ممکن است دنیا پر از مشکلات باشد اما مملو از راه حل نیز هست. تشخیص این
مطلب باعث می شود که نیروی خلاق ما به جریان بیافتد و خلاقیت ها را به
حرکت درآورد ، لحظه ای که می گوییم: « این سخت است، این موثر و کارساز
نیست و یا این بسیار دشوار است ، در واقع خلاقیت خود را سرکوب کرده ایم.»
ذهن تان را روی را ه حل متمرکز کنید. تصور کنید که وقتی چالش حل شود زندگی چگونه خواهد بود.
امتحان کنید بی شک نتیجه بخش است.

نوشته شده توسط حسین در جمعه 1388/03/29 ساعت موضوع | لینک ثابت

نوشته شده توسط حسین در دوشنبه 1388/03/04 ساعت موضوع | لینک ثابت
مغز شما مانند ماهیچه ها به تمرین نیاز دارد، اگر شما
مرتب این تمرین ها را در راه درست خود انجام دهید،
مهارت بیشتری در اندیشیدن بدست خواهید آورد و
تمرکزتان افزایش می یابد. اما اگر هیچگاه از مغزتان
استفاده نکنید یا از داروهای شیمیایی نامناسب
استفاده کنید، توانایی تان برای یادگیری و تفکر از بین
می رود.
مغز شما مانند ماهیچه ها به تمرین نیاز دارد، اگر شما
مرتب این تمرین ها را در راه درست خود انجام دهید،
مهارت بیشتری در اندیشیدن بدست خواهید آورد و
تمرکزتان افزایش می یابد. اما اگر هیچگاه از مغزتان
استفاده نکنید یا از داروهای شیمیایی نامناسب
استفاده کنید، توانایی تان برای یادگیری و تفکر از بین
می رود.
در اینجا 5 راه ساده شرح داده می شود که هر کسی
قادر است به وسیله آن از سلولهای خاکستری اش
استفاده ی بهتری کند.
آیا بعد از تماشای تلویزیون به مدت چند ساعت
احساس خالی بودن نمی کنید؟ چشمانتان به سوزش
می افتد و از تمرکز بروی این جعبه بزرگ خسته می
شود، حتی قادر به خواندن یک کتاب هم نخواهید بود.
پس زمانی که نیاز به آرامش و استراحت دارید، بجای
این کار، یک کتاب بخوانید، اگر خیلی خسته اید،
موسیقی گوش کنید. اگر با خانواده و دوستان هستید،
تلویزیون را خاموش کنید و با هم گفتگو کنید. تمام اینها
بیشتر از تلویزیون از مغز شما استفاده خواهند کرد.
1- تماشای تلویزیون را به حداقل برسانید. این معامله سختی است، مردم بسیار
دوست دارند که مانند یک گیاه تنها پای تلویزیون بنشینند و زل بزنند. مشکل
اینجاست که تلویزیون از ظرفیت روحی شما استفاده ای نمی کند یا به آن اجازه
تغذیه شدن نمی دهد. مانند این است که یک ماهیچه انرژی بسوزاند اما از
مزایای سلامتی این سوخت و ساز استفاده ای نکند.
2- ورزش کنید. شاید فکر کنید اگر بجای ورزش کردن کتاب بخوانید، بیشتر یاد
می گیرید، اما ورزش کردن باعث می شود، در ساعتهای بعد از تمرین، بازده شما
بالاتر رود و بهتر یاد بگیرید. استفاده از بدن، ذهن شما را آزاد می کند و
موجی از انرژی پدید می آورد. روحیه می گیرید و می توانید به سادگی تمرکز
کنید.
3- کتابهای چالش انگیز بخوانید. بسیاری از مردم دوست دارند کتابهای عامه
پسند و تعلیقی بخوانند. اما این کتابها عموما برای مغز محرک نیست. اگر
میخواهید توانایی تفکر و نوشتن را بهبود بخشید، باید کتابی بخوانید که شما
را وادار به تمرکز کند. خواندن یک کتاب کلاسیک می تواند نگرش شما به دنیا
را تغییر دهد و شما را با لغتهای ارزشمند و ظریف تر گذشته آشنا کند. از
این که دنبال لغتی بروید که نمی دانید، نترسید، از عبارات سنگین و حجیم آن
هراس نداشته باشید. زمان کافی بگذارید و دوباره بخوانید تا با شیوه نوشتن
نویسنده آشنا شوید. این نوع کتاب خواندن بهتر از تمام کتابهای نخ نما و
تعلیقی موجود در بازار است.
4- زود به رختخواب بروید و زود از خواب برخیزید. هیچ چیز به اندازه کم
خوابی تمرکز را سخت نمی کند. یکی از رازهای جوانی این است که زود به
رختخواب بروید و بیشتر از 8 ساعت نخوابید. اگر صبح دیر بیدار شوید و برای
جبران آن دیر بخوابید، سست و بیحال از خواب برمیخیزید و نمی توانید تمرکز
کنید. گفته می شود که ساعتهای اول صبح بهترین زمان برای آرامش و بازده
مناسب است. اگر فرصت دارید در طول روز، زمانی که احساس خواب آلودگی می
کنید، ده تا بیست دقیقه چرت بزنید. بیشتر از این شما را کسل می کند اما
چرت کوتاه شما را شاداب می کند.
5- زمانی برای بررسی بازتاب اعمال خود در نظر بگیرید. از آنجا که زندگی ما
بیشتر مشوش و گیج کننده شده ، خود ما نیز همواره در عجله و تاب و تب ایم
بدون اینکه به آن توجه کنید. تمرکز در این حال دشوار می شود زیرا همواره
در حال سرزنش کردن خود هستیم در نتیجه زمانی را برای تنها بودن و بررسی
زندگی و سازماندهی افکار و اولویت بندی مسئولیت های خود در نظر بگیرید.
بعد از آن بهتر می فهمید چه چیز مهم تر است و چه چیز مهم نیست. سپس چیزهای
بی اهمیت دیگر در ذهن شما جایی ندارد و آزارتان نمی دهد و ذهن سبک تر می
شود.
نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه 1388/02/17 ساعت موضوع | لینک ثابت
از یک روش ارتباطی بر پایه تفکر به جای روشی که احساسات هم در آن دخیل است استفاده کنید. برای بیان یک عقیده محکم ، به جای اینکه بگوییم ، من فکر میکنم ...، عبارت من احساس می کنم... را به کار ببریم. به این ترتیب عبارت ما معتبرتر و متقاعد کنندهتر خواهد بود، و احتمالا کمتر به نظر خواهد رسید چیزی می گوییم که خود اعتقادی به آن نداریم. و به این ترتیب ما را از اشتغال ذهنی در مورد نگفتن آنچه که باید میگفتیم و یا گفتن آن به صورت دیگر ، رها میکند.
منبع:
نوشته شده توسط حسین در یکشنبه 1388/02/13 ساعت موضوع | لینک ثابت
این تست براى ارزیابى افراد نسبت به موقعیت شغلى شان کاربرد دارد و یا
به منظور پى بردن به این نکته که اشخاص مختلف تا چه حد مىتواند باهم کار
کنند. اگر شما بشدت علاقهمندید که یک کار خاص و اصولى را انجام دهید یک
فرد مربع دوست مىتواند همکار خوبى برایتان باشد.
همچنین اینگونه
افراد براى کار در دوایر حسابرسى هم کاملاً مناسبند. اگر کارها نیاز به
سازماندهى گروهى داشته باشد مثلث دوستان در پیشبرد فعالیتها موفق خواهند
بود. این افراد مىتوانند مجرى خوبى باشند، چون اهداف را مشخص و اطمینان
مىیابند که دستیابى به آنها ممکن است. براى هر نوع ارتباطات حضورى افرادى
که دایره را انتخاب مىکنند، بهترین هستند. آنها مىتوانند یک کارمند خوب،
مسئول پذیرش یا فردى باشند که به مشتریان خود خدمات مناسبى را ارائه
مىدهند. بالاخره افرادى که شکل مورد علاقهشان منحنى است همیشه ایدههاى
تازه دارند و بطور مثال براى کار در شرکتهاى تبلیغاتى مناسبند.
منبع:
http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-browse_categories.php?find=&deep=off&parentId=600&offset=30&sort_mode=name_asc&SSOReturnPage=Check&Rand=0
نوشته شده توسط حسین در یکشنبه 1388/02/13 ساعت موضوع | لینک ثابت
فرهنگ نفوذ عمیقی روی شیوههای تعلیم و تربیت یک جامعه دارد. برنامههای تعلیم و تربیتی علاوه بر تاثیر از برنامههای دیگر جامعه (اقتصادی ، سیاسی و ...) در چارچوب فرهنگی طرح ریزی و اجرا میشوند. با توجه به این که هدف تعلیم و تربیت ، رشد شخصیتهای یک جامعه است. روشن است فرهنگ با سایهای که روی برنامههای تعلیم و تربیت میگستراند شکل گیری و تربیت شخصیتهای جامعه را متاثر میسازد. برخی برنامههای تعلیم و تربیتی و حتی توصیههای روانشناختی قابل اجرا در تمامی فرهنگها نیستند. بر این اساس متخصصان تعلیم و تربیت و روانشناسان هر جامعه یافتههای سایر جوامع را در زمینههای مختلف تعلیم و تربیت ، شخصیت و ... بر اساس فرهنگهای جامعه خود مورد بررسی قرار میدهند. حتی آزمونهای شخصیتی قبل از اجرا در جوامع مختلف باید با هنجارهای فرهنگی آن جامعه سازگار گردد.
منبع:
نوشته شده توسط حسین در یکشنبه 1388/02/13 ساعت موضوع | لینک ثابت
يکى از بزرگترين معجزات [۷۴:۳۵]
پديده
بى نظيرى که در قرآن وجود دارد، در هيچ کتاب نوشته دست بشر يافت نميشود.
هر يک از عناصر قرآن داراى ترکيبى است رياضى: سوره ها، آيات، لغات، تعداد
حروف، تعداد کلمات هم خانواده، تعداد و انواع اسم هاى الهى، طرز نوشتن
بعضى لغات، عدم وجود يا تغيير عمدى بعضى حروف در بعضى لغات و بسيارى از
عوامل ديگر قرآن بغير از محتوياتش، همگى داراى ترکيبى خاص هستند. سيستم
رياضى قرآن دو جنبه مهم دارد: (۱) انشاء رياضى، و(۲) ساختمان رياضى قرآن
که شامل شماره سوره ها و آيات است. بخاطر اين کد رياضى جامع، کوچگترين
تغيير در متن يا ساختمان ترکيبى قرآن، بلافاصله آشکار ميشود.بسادگى قابل درکغير قابل تقليد
براى اولين بار در تاريخ، ما کتابى داريم با اثبات نويسندگى الهى_ ترکيب رياضى ماوراء انسانى.
خوانندگان
اين کتاب به آسانى ميتوانند معجزه رياضى قرآن را بررسى کنند. کلمه خدا
(الله) در سراسر قرآن با حروف بزرگ و پر رنگ نوشته شده است. در گوشه سمت
چپ پايين هر صفحه، مجموع تعداد دفعاتى که کلمه "خدا" از ابتداى قرآن تا آن
صفحه تکرار شده است، نوشته شده. شماره نوشته شده در گوشه سمت راست پايين
صفحه، مجموع شماره آياتى است که کلمه "خدا" در آنها تکرار شده است. آخرين
صفحه کتاب، يعنى صفحه ۶۰۴، جمع کل تعدد تکرار کلمه "خدا" را در قرآن نشان
ميدهد که ۲۶۹۸ مرتبه است، يا ۱۴۲۱۹. مجموع شماره آياتى که دارى کلمه "خدا"
است، ميشود ۱۱۸۱۲۳، اين عدد هم بر ۱۹ قابل قسمت است: (۱۱۸۱۲۳=۱۹۶۲۱۷).عدد نوزده مخرج مشترک سراسر سيتم رياضى قرآن است.
اين
پديده بتنهايى اثبات غير قابل تقليدى است که نشان ميدهد قرآن پيغام خدا
است به دنيا. هيچ بشرى نميتوانسته حساب ۲۶۹۸ تکرار کلمه "خدا" و تعداد
شماره آياتى را که کلمه "خدا" در آنها تکرار شده است، داشته باشد. اين
پديده خصوصا غير ممکن است وقتيکه در نظر داشته باشيم :(۱) که قرآن در زمان
جهالت و نادانى آشکار شد، و (۲) سوره ها و آيات وحى شده از نظر زمان و
مکان وحى با هم فاصله بسيارى داشتند. ترتيبى که سوره ها و آيات در ابتدا
فرستاده شد، بکلى با آخرين ترتيب قرار گرفتن شان (ضميمه ۲۳) فرق داشت.
اما، سيستم رياضى قرآن تنها به کلمه "خدا" محدود نيست؛ بلکه بسيار گستره،
بسيار پيچيده، و کاملا جامع است.حقايق ساده
مانند خود قرآن، کد رياضى قرآن از بسيار ساده تا بسيار مشکل تغيير ميکند. حقايق ساده مشاهداتى است که بدون هيچ وسايلى ميتوان آنها را بررسى کرد. حقايق پيچيده به کمک ماشين حساب يا کامپيوتر قابل رويت است. بررسى حقايق زير به هيچ وسيله اى احتياح ندارد، اما خواهشمند است بخاطر داشته باشيد که همه اينها به متن عربى اصلى اشاره دارد:
۱. اولين آيه (۱:۱)، معروف به "بسم الله، شامل......................۱۹ حرف است. ۱۹*۳.
۱۶. مجموع ۲۹ سوره اى که "پارافهاى قرآن" در آنها آمده است ميشود:
۸۲۲=۶۸+۵۰+..........+۷+۳+۲، و ۸۲۲+۱۴ (۱۴ مجموعه پارافها) ميشود ۸۳۶، يا ۱۹*۴۴.
۱۷. بين اولين سوره پاراف دار(۲) و آخرين سوره پاراف دار (۶۸)، ۳۸ سوره بدون پاراف وجود دارد.........................۱۹*۳۸.
۱۸. بين اولين و آخرين سوره هاى پاراف دار...................۱۹ مجموعه پاراف دار و بدون پاراف وجود دارد.
۱۹.
۳۰ عدد مختلف در قرآن تکرار شده است: ۱،۲،۳،۴،۵،۶،۷،۸،۹،۱۰،۱۱،۱۲،
۱۹،۲۰،۳۰،۴۰،۵۰،۶۰،۷۰،۸۰، ۹۹،۱۰۰،۲۰۰،۳۰۰،۱۰۰۰،۲۰۰۰،۳۰۰۰،۵۰۰۰،۵۰۰۰۰،
۱۰۰۰۰۰، مجموع اين اعداد ميشود ۱۶۲۱۴۶، که ميشود ......۱۹*۸۵۳۴.پاراف قرآنى " ق "
اصلاعات
کامپيوترى نشان داد که تنها سوره هايى که پاراف "ق" دارند، ۴۲ و ۵۰، هر دو
داراى تعداد مساوى "ق" هستند، ۵۷ و ۵۷. اين اولين اشاره بود که نشان ميداد
سيستم رياضى سنجيده اى در قرآن وجود دارد.
اسم سوره ۵۰ "ق" است و
با "ق" شروع ميشود، و اولين آيه اينطور خوانده ميشود، "ق و قرآن مجيد."
اين نشان ميدهد که "ق" نمانيده "قرآن" است و مجموع "ق" ها در هر دو سوره
پاراف دار "ق" نشان دهنده ۱۱۴ سوره قرآن است (۶۱۹ = ۱۱۴ = ۵۷+ ۵۷). اين
عقيده با اين واقعيت که کلمه "قرآن" در قرآن ۵۷ مرتبه تکرار شده است محکم
تر شد.
قرآن در سوره "ق" بعنوان "مجيد" توجيه شده است، و کلمه عربى "مجيد" مقئار عدديش ميشود : ۵۷ = (۴)د + (۱۰) ى + (۳) ج + (۴۰) م.
سوره ۴۲ داراى ۵۳ آيه است، و ۵*۱۹ = ۹۵ = ۵۳ + ۴۲.
سوره
۵۰ داراى ۴۵ آيه است، و ۹۵= ۴۵+۵۰ ، همان مجموع در سوره ۴۲ است. با شمردن
"ق" ها در همه آيات شماره "۱۹" در سراسر قرآن، مجموع ميشود ۷۶ يا ۴*۱۹.
خلاصه اصلاعات مربوط به "ق" در زير نوشته شده است:
۱. تعداد تکرار "ق" در سوره "ق" در سوره "ق" (شماره ۵۰) ۵۷ مرتبه است، ۳*۱۹.
۲. حرف "ق" در سوره ديگر پاراف دار-ق ميشود ۱۱۴ که مساوى تکرار شده است، ۵۷.
۳. مجموع تکرار "ق" در دو سوره پاراف دار-ق ميشود ۱۱۴ مه مساويست با تعداد سوره هاى قرآن.
۴. "قرآن" در قرآن ۵۷ مرتبه تکرار شده است.
۵. توجيه قرآن بعنوان "مجيد"، به تعداد تکرار حرف "ق" در هر يک از سوره هاى پاراف-ق مربوط ميشود، مقرار عددى کلمه "مجيد" ۵۷ است.
۶. سوره ۴۲ داراى ۵۳ آيه است، و ۴۲+۵۳ ميشود ۹۵، يا ۵ *۱۹.
۷. سوره ۵۰ داراى ۴۵ آيه است، و ۵۰+۴۵ هم ميشود ۹۵، ۵ *۱۹.
۸. تعداد "ق" ها در همه آيات شماره "۱۹" در سراسر قرآن ميشود ۷۶، يا ۴*۱۹.
نشانه
هايى از انشاء رياضى قرآن پديدار شد. براى مثال، مشاهده شد که مردميکه به
لوط کافر شدند، در آيه ۱۳:۵۰ آمده است و در همه قرآن ۱۳ مرتبه تکرار شده
است- ۷:۸۰؛ ۸۹، ۷۴، ۱۱:۷۰؛ ۲۱:۷۴؛ ۲۲:۴۳؛ ۲۶:۱۶۰؛ ۵۶، ۲۷:۵۴؛ ۲۹:۲۸؛
۳۸:۱۳؛ ۵۰:۱۳؛ و ۵۴:۳۳. همه جا به آنها بعنوان "قوم" اشاره شده است، بجز
يک استثناء در سوره پاراف دار-ق ۵۰، جاييکه به آنها بعنوان "اخوان" اشاره
شده است. واضح است که اگر کلمه ق- دار "قوم" استفاده شده بود، شمارش حرف
"ق" در سوره ۵۰ ميشد ۵۸، و اين پديده بکلى از بين ميرفت. صحت و دقت مطلق
رياضى طورى است که تغيير تنها يک حرف، اين سيستم را بکلى از بين ميبرد.
مثال ديگرى در همين رابطه اشاره به مکه است در آيه ۳:۹۶ بعنوان "بکه"!
ديکته عجيب اين شهر معروف، قرنها مساله طلاب مسلمان بوده است. اگر چه مکه
در قرآن آيه ۴۸:۲۴ درست ديکته شده است، بجاى حرف "م" در آيه ۳:۹۶ حرف "ب"
بکار برده شده است. معلوم ميشود که سوره ۳ با پاراف "م" شروع ميشود، و اگر
"مکه" در آيه ۳:۹۶ صحيح ديکته شده بود، شمارش حرف "م" با کد رياضى قرآن
مغايرت پيدا ميکرد.
نکته اى تاريخى
اين
کشف مهم که عدد "۱۹" مضرب مشترک قرآن است، در ژانويه سال ۱۹۷۴ حقيقت گرفت
که مصادف شد با ذيحجه سال ۱۳۹۳ هجرى. قرآن در سال ۱۳ قبل از هجرت وحى شد.
به اين نتيجه ميرسيم که تعداد سالهاى از تاريخ وحى قرآن، تا تاريخ وحى
معجزه قرآن، ميشود ۱۴۰۶=۱۳+۱۳۹۳. همانطوريکه در بالا اشاره شد، معجزه قرآن
در ژانويه سال ۱۹۷۴ آشکار شد. نکته جالب اینجاست که حاصلضرب ۱۹*۷۴ برابر
با ۱۴۰۶ می شود. اين مساله بخصوص زمانی قابل توجه است که متوجه شويم عدد
"۱۹" در سوره ۷۴ آمده است .
جهت کسب اطلاعات جامعتر به آدرس زیر مراجعه نمایید:
http://www.efarsi.org/quran/apx01.html
نوشته شده توسط حسین در یکشنبه 1388/02/13 ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

تو را اي ريشه ام از تو
همه انديشه ام از تو
نديده دوست ميدارم
تو را اي يار وکارم تو
همه دار وندارم تو
تو را چون جان بيدارم
نديده دوست ميدارم
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY