تبليغاتX
زندگی زیباست
زندگی زیباست

تمركز و به دست آوردن چگونه تمرکز کنیم؟

                      تمركز و به دست آوردن

                                                     چگونه تمرکز کنیم؟

                                             تمرکز

با نزدیک شدن به ایام امتحان و درگیر شدن دانش آموزان و دانشجویان با مطالب درسی، دغدغه و نگرانی آنها نسبت به این مساله افزایش یافته و بسیاری از آنها از این مساله شکایت دارند که نمی توانند تمرکز و توجه لازم را به متون درسی خود داشته باشند. لذا در این یادداشت سعی بر آن است که در مورد دلایل فقدان تمرکز در دانش آموزان و دانشجویان و همچنین روشهای مقابله با این مشکل، مطالبی را هر چند خلاصه در اختیار شما عزیزان قرار دهیم:

تمركز یك حالت پیچیده ذهنی است و  نكته جالب توجه و طنز آمیزی كه در مورد تمركز می توان ذكر كرد این است كه هرچه بیشتر دربارة تمركز، فكر می كنید یا دربارة آن نگران می شوید، كمتر می توانید بر تكلیف فعلی خود متمركز شوید.همین نكته توضیح می دهد که چرا راهبردهایی كه به منظور افزایش تمركز تدوین یافته اند غالبا غیر قطعی  و با متمركز شدن روی حذف عوامل مخل به مساله تمركز، می پردازند.

تحلیل دقیق اموری كه تمركز افراد را بر هم  می زنند اغلب مؤثرترین گام جهت اصلاح و بهبود تمركزاست

 هر چند برای اصلاح تمركز، راه حلهای كمی وجود دارد ولی خوشبختانه در مورد اكثر دانشجویان و دانش آموزان، چه مشكل در زمینه تمركز داشته باشند وچه نداشته باشند و بخواهند صرفا توانایی فعلی خود را افزایش دهند، گام اولی كه باید بردارند یكی می باشد .

تحلیل دقیق اموری كه تمركز افراد را بر هم  می زنند اغلب مؤثرترین گام جهت اصلاح و بهبود تمركزاست .در اینجا خلاصه ای از عوامل مخل ارائه می شود تا زمینه ای برای فهم مشكل خاص شما به دست آید. به منظور دستیابی به جزئیات بیشتر دربارة چگونگی اصلاح تمركز، دانشجو یا دانش آموز می تواند با متخصصین ذی ربط تماس برقرار كند.

تمرکز

امور مخل در مطالعه و تمرکز

• محل مطالعه

بسیاری از دانش آموزان و دانشجویان، مهم ترین عامل فقدان تمرکز خود را ناشی از شلوغ بودن و سر و صدای محیط می دانند و اغلب بخاطر سرو صدا، یا یك محیط نامناسب، در زمینه تمركزدچار مشكل می شوند . آشنایی با این مساله كه چگونه مكانی ساكت، راحت و رها از امور مخل برای مطالعه بیابیم یكی از ساده ترین و مؤثرترین شیوه های اصلاح تمركز است.

• حواسپرتی های ناشی از شرایط بدنی

خواب نامنظم، فعالیت ها وعادات غذایی نامناسب می تواند بدون تردید علت مشكلات تمركز باشد .ما تمایل داریم به عنوان بزرگسال، ارتباط میان سلامت جسمی وعملكرد هوشی را نادیده بگیریم . دستیابی به یك رژیم مناسب غذایی و رعایت آن  می تواند عملكرد فیزیولوژیكی مغز شما را در بالاترین سطح حفظ كند . راهبردهای مدیریت زمان، تنظیم و برنامه ریزی وقت  مانند برنامه ریزی زمان مطالعه بر مبنای اوج و افت توان جسمی، این اطمینان را به دست می دهد كه توانایی بدنی شما برای تمركز در بهترین شكل آن فراهم شده است .

دستیابی به یك رژیم مناسب غذایی و رعایت آن  می تواند عملكرد فیزیولوژیكی مغز شما را در بالاترین سطح حفظ كرده و تمرکز شما را در سطح بهینه قرار دهد

• با خود صحبت كردن

خیلی های نمی دانند كه ما به هنگام انجام تكالیف از جمله هنگام مطالعه ،به شكل خاموش با خودمان صحبت می كنیم . صحبت با خود می تواند فعالیت ها و رفتارها را در ما برانگیزد و مورد تشویق قرار دهد، به سروسامان دادن آنچه بعدا انجام می دهیم كمك كند و همچنین از این طریق بر جریان پیشرفت خود نظارت پیدا می كنیم . ولی اگر همین گفتگوی با خویش بیش از اندازه ارزشیابانه یا انتقاد ی صورت گیرد بر تمركز اثر منفی می گذارد .آیا تا به حال تجربه نگارش یك مقاله را داشته اید كه در همان سطر اول آن گیر كرد ه اید و ناكام شده اید ؟مقصر اصلی سخت گیری بیش از حد شما بوده است.  مقایسه توانایی خود با توانایی دیگران و انتظارات غلط داشتن یک  ویراستار درونی  است که می تواند مسئول شكل گیری یك گفتگوی منفی با خویش باشد.

 با كمی تمرین شما می توانید یاد بگیرید هر خصیصه درونی مختل كننده خود را اداره كنید و در مورد مدت و كیفیت تمركزی كه باید داشته باشید به نتیجه مطلوب برسید  .

• انگیزه

بسیاری از دانشجویان و دانش آموزان كه از مشكلات تحصیلی رها هستند و در دانشگاه و مدرسه موفق می شوند اغلب توانایی شان را در اداره امور بر مبنای انگیزش خویش تعریف می كنند:

گاهی اوقات سخت گیریها دربارة درس مانند برخی گفتگو های درونی با خود از قبیل( تو باید در دانشگاه بودن را بخواهی ، تو باید بدانی چرا اینجا هستی ، و...) موجب مشكلاتی در زمینه تمركز می شود.

راهبرهایی كه در زمینه مقابله با مشكلات ناشی از حدت و شدت انگیزه ها وجود دارد از تمرین روی هدف گزینی ساده تا خود ارزیابی های مفصل را شامل می شود.

مشاوران تحصیلی در مدرسه و دانشگاه می توانند در مورد انتخاب درس و برنامة درسی ، رهنمودهای ارزشمندی را ارائه دهند تا شما مطالبی در زمینه مساله انگیزش  تمركز به دست آورید.

تمرکز

• مشكلات شخصی

شما یكی از محدود افراد خوش شانس خواهید بود اگر توانسته باشیدمدرسه یا  دانشگاه را بدون مقابله با مشكلات تحصیلی ناشی از مصائب شخصی بگذرانید. حتی امور معمولی چون قطع ارتباط با یك دوست می تواند یك اختلال جدی در توانایی تمركز ایجاد كند. در بیشتر موارد این امور مخل تمركز، كوتاه مدت هستند و توانایی تمركز به طور طبیعی به سرعت باز می گردد .موقعیتهای جدی یا خفیف ،كمك بیرونی را گاه لازم می گردانند. برخی دانش آموزان و دانشجویان دریافته اند اختصاص دادن زمانی به فكر كردن درباره یك مشكل می تواند به كاهش مشغله ذهن ا یشان كمك كند. وقتی متوجه می شوید كه نمی توانید تمركز داشته باشید به خودتان بگوئید در مورد این موضوع، ساعت 4 فكر خواهم كرد.آنگاه راس ساعت 4 یا هر زمان دیگری كه انتخاب كرد ه اید بنشیند و دربارة هرآنچه شما را ناراحت كرده فكر كنید . استفاده از راهبردهایی نظیراین به شما كمك می كند به سرزنش كردن خود بابت تمركز نداشتن پایان دهید وسریعا به كار خود برگردید.

منبع: پیام مشاور

نوشته شده توسط حسین محمد حسینی در چهارشنبه 1388/10/16 | موضوع:
زندگی با طعم مرگ

زندگی با طعم مرگ

مرگ

دو سال پیش، دوستی داشتم که سخت مشغول مهیا کردن مقدمات جشن عروسی‌اش بود؛ سفارش کارت عروسی، رزرو شام و گل و لباس و... که ناگهان با تصادف و مرگ ناگهانی همسرش مواجه شد. حالا بعد از دو سال، او هنوز نتوانسته با خودش کنار بیاید و به زندگی برگردد. ما آنچه به گفتگوی این هفته ما با دکتر بدری‌سادات بهرامی مربوط می‌شود، مربوط به استرس مواجهه با مرگ است.

خانم دکتر! بالاخره مرگ یک واقعیت است و همه ما باید آن را باور کنیم. به نظرم یکی از دشوارترین استرس‌هایی که هر فرد ممکن است در طول زندگی‌اش با آن مواجه شود، مرگ همسر است. با چنین استرسی چطور باید کنار آمد؟

دکتر بهرامی: بله، همین طور است. این موضوع خیلی تلخ است اما باید به کسی که همسرش را از دست داده کمک کنیم به سلامت مراحل سوگواری را طی کند.  طبق تحقیقات روان‌شناسان وبر مبنای تقسیم‌بندی‌های موقعیت‌های پراسترس، بالاترین میزان استرس در مرگ همسر یا جدایی از او به وقوع می‌پیوندد و این شرایط پرفشار، بسته به اینکه در چه مرحله‌ای از زندگی مشترک باشد، تاثیرش بر زوجین، متفاوت خواهد بود. نقطه اوج آن هم وقتی است که زن و شوهر به طور ناگهانی و در آستانه به هم رسیدن (نامزدی، عقد، ماه‌عسل) و در حالی که عشق این دوران از نوع شیفتگی است، به خاطر یک حادثه یکدیگر را از دست بدهند.

سوگ باید تا چهلم ادامه یابد و از چهلم تا سال، فرد باید بتواند با قلبی شکسته مشغول زندگی شود ولی از سال به بعد باید قلبش هم بهبود یابد و به زندگی طبیعی برگردد.

 رتبه بعدی مربوط به مرحله‌ای است که زن و شوهر، بچه خردسالی داشته باشند.ما یک اوج استرس فقدان همسر را در دوره سالمندی نیز داریم که در واقع دوران حیات خلوت زندگی ماست و همه بچه‌ها رفته‌اند و دوباره این دو، مونس هم شده‌اند. به هر حال، همسری که تنها شده، باید بتواند هر چهار مرحله سوگ را طی کند. مرحله اول، پذیرش مرگ همسر است. عبور از این مرحله (مرحله انکار) بسیار مهم است. اگر شخص منکر مرگ همسر شود، هرگز قادر نخواهد بود به مراحل دیگر وارد شود و در نهایت نمی‌تواند این استرس بزرگ را تحمل کند. می‌دانید که هر استرسی بر سیستم ایمنی ما آسیب وارد می‌کند و بیماری‌های جسمی و روانی مختلفی در اثر این فقدان برای ما ایجاد می‌شود و بدن ما حداکثر یک سال می‌تواند چنین فشار سنگینی را تحمل کند.

 

مرگ همسر

به عنوان یکی از نزدیکان فردی که همسرش را از دست داده، چه کمکی از دستمان برمی‌آید که نگذاریم او در همین مرحله انکار بماند؟

دکتر بهرامی: اگر دقت کرده باشید به محض اینکه می‌شنویم یکی از عزیزان ما فوت کرده بی‌اختیار می‌گوییم: «نه!»؛ چون مکانیسم دفاعی روان ما با «انکار واقعیت» می‌خواهد بر خودش مسلط شود و در اغلب موارد حس می‌کند که این خداحافظی، ابدی نیست و گویا فرد به سفر کوتاهی رفته و برمی‌گردد. تازه، بعد از این مرحله شوک و انکار است که فاز دوم یعنی خشم آغاز می‌شود: «چرا همسر من؟ » ممکن است در دلش از همه پیرمردها و پیرزن‌هایی که عمر طولانی دارند، متنفر شود و بگوید چرا اینها باید روی زمین باشند اما همسر جوان من نباشد؟ این خشم می‌تواند هم نسبت به خدا و هم نسبت به کسی که از دنیا رفته و هم نسبت به خودش و اطرافیانش باشد.

 

 در این مرحله حتی ممکن است فرد، خودش را سرزنش ‌کند و بگوید: «تقصیر من بود!» و یا اینکه خود را به کم کاری در قبال شخص از دنیا رفته متهم کند  در حالی که مقصر بودن در چنین وضعیتی اصلا معنا ندارد و این مرگ، تقدیر خداوند است. داغدیده‌ها باید به هر طریقی که می‌توانند، عواطف‌شان را تخلیه کنند و ما باید برای این کار به آنها کمک کنیم. اینکه بگوییم «بس است؛ این همه گریه نکن» و اینکه عکس‌ها و لباس‌هایش را جمع‌ کنیم، غلط است چون اگر اجازه ندهیم خوب سوگواری کند، او دیرتر از این مرحله عبور می‌کند و شاید اصلا از این مرحله عبور نکند.

حتی ممکن است فرد، خودش را سرزنش ‌کند و بگوید: «تقصیر من بود!» و یا اینکه خود را به کم کاری در قبال شخص از دنیا رفته متهم کند  در حالی که مقصر بودن در چنین وضعیتی اصلا معنا ندارد و این مرگ، تقدیر خداوند است.

 یک کار اشتباهی که معمولا اطرافیان انجام می‌دهند، مانع شدن از مواجهه با خاطرات قدیمی و تخلیه هیجانات فرد داغدیده است. اتفاقا باید اجازه داد که او شیون کند و هر طوری که راحت‌تر است، رفتار کند. حتی اگر بخواهد هر روز بر سر مزار همسرش برود، باید همراهی‌اش کنید و «نه» نگویید. شاید بخواهد عکس و لباس همسرش را در آغوش بگیرد و با آن بخوابد. عیبی ندارد. حتی اگر او در شوک است، بهتر است عکسی بیاورید و تجدید خاطره آن عکس را هم برایش بگویید: «یادته اینجا که با هم رفته بودیم شمال؟» به نظر هر حال تقدیر، این است و زنده‌ها باید زندگی کنند؛ چون کسی که از دنیا رفته، براساس اعتقادات ادیان توحیدی فقط بخشی از وجودش یعنی جسمش در کنار ما نیست و روح او همیشه به احوال ما آگاه است.

کتمان احساسات

 

این موضوع کمک می‌کند که فرد داغدیده سریع‌تر از مراحل انکار و خشم گذر کرده و به مرحله سوم (سوگ) برسد. این مرحله باید تا چهلم ادامه یابد و از چهلم تا سال، فرد باید بتواند با قلبی شکسته مشغول زندگی شود ولی از سال به بعد باید قلبش هم بهبود یابد و به زندگی طبیعی برگردد. در «امشب شب مهتابه»، سحر سعی می‌کند با آشتی دادن «پیام» و پدرش، تحمل مرحله خشم را برای خودش آسان‌تر کند.

 

سلامتیران با تغییر

نوشته شده توسط حسین محمد حسینی در چهارشنبه 1388/10/16 | موضوع:
درد ها و دردسر هاي مرد بودن روان شناسي آقايان در مشکلات زندگي

مرد

فشار رواني بخش عمده و جدايي‌ناپذير زندگي روزمره هر فرد و تجربه‌اي همگاني است كه هر كس بكرات آن را در زندگي خود احساس مي‌كند. برخلاف تصور عموم، فشار رواني هميشه دربرگيرنده حوادث ناخوشايند و نامطلوب نيست، بلكه مي‌تواند محصول موفقيت‌هاي خوشايند نيز باشد.

روان‌شناسي مردان طي ده‌ها سال تحقيقات تا حد زيادي مشخص كرده است كه فشار رواني در مردان نه تنها باعث تغييرات در انتقالات جريانات عصبي، ترشحات غدد و حركت ماهيچه‌ها مي‌شود، بلكه رفتار مردان را نيز تغيير مي‌دهد. مردان تحت فشارهاي رواني ممكن است كمتر غذا بخورند، بيشتر سيگار بكشند، ديرتر خوابشان ببرد و خيلي زودتر از خواب بيدار شوند. همچنين ممكن است نشانه‌هايي چون سردرد، خستگي مفرط، دردهاي قفسه سينه، احساس نگراني، داشتن اسهال يا يبوست و غيره را داشته باشند.

 زنان و مردان هردو فشارهاي رواني را تجربه مي‌كنند، اما مردان كمتر به علائم فشارهاي رواني و بيماري‌هاي مرتبط به آن در خود توجه مي‌كنند.

بررسي‌ها نشان مي‌دهند زنان دوبرابر مردان در معرض خطر علائم فشار رواني هستند، زيرا آنان داراي سيستم توليد مثلي هستند كه هم توليد فشار رواني مي‌كند و هم در مقابل اثرات فشارهاي رواني بسيار آسيب‌پذير است. براي مثال زنان در برابر اختلالات قاعدگي، سردردهاي ميگرني، نگراني‌هاي ناگهاني، افسردگي و اختلال در تغذيه مانند بي‌اشتهايي رواني و پراشتهايي رواني حساس هستند، با وجود اين مردان در معرض خطر بالاتري در برابر علائم فشارهاي رواني قرار دارند كه آن مرگ زودرس است.

 

نشانه‌هاي خطرناك فشار رواني در مردان

يكي از جاافتاده‌ترين تفاوت‌هاي جنسيتي در سلامت اين است كه اميد زندگي مردان در جهان به طور متوسط 3 سال كمتر از زنان است. چيزي كه كمتر به آن توجه شده اين كه ميزان شكاف جنسيتي ميان نواحي بسيار متغير است.

براي مثال، در اروپاي غربي اميد زندگي مردان 11 سال كمتر از زنان است، اما در كشورهايي مثل افغانستان كه در آنجا موسسات مذهبي، فرهنگي و قانوني به گونه‌اي است كه زنان به اندازه كافي به خدمات اجتماعي و سلامت دسترسي ندارند، اميد به زندگي مردان برابر يا بيشتر از زنان است. مردان باور دارند اين تفاوت از سخت كار كردن و فشار رواني است. در حالي كه زنان بر اين باورند كه مردان مراقبت سلامت خود نيستند. به هر حال شواهدي نشان مي‌دهد جنبه‌هاي ديگري از مرد برتري بر نگرش و رفتار مردان در ارتباط با سلامت‌شان تاثير مي‌گذارند و آنان را به گزينش شيوه‌اي وا مي‌دارد كه براي سلامتشان مضر است.

بيشتر مردان به اشتباه تصور مي‌كنند توجه به سلامت يك ويژگي زنانه تلقي مي‌شود و مردان به طور طبيعي قوي، مقاوم به بيماري، غيرحساس بر درد و ناراحتي‌هاي جسماني هستند، غافل از اين كه بي‌توجهي به علائم مهم اوليه فشار رواني حتي مي‌تواند كشنده باشد.

 معمولا مردان به اين علائم اوليه توجه نمي‌كنند، آنان را ناديده مي‌گيرند و ممكن است زماني تصميم بر معالجه بگيرند كه خيلي دير باشد. برخي از اين نشانه‌هاي اوليه كه در بدن ظاهر مي‌شوند، عبارتند از: تنفس سريع، خستگي مزمن، سوزش در قلب و حالت تهوع. برخي ديگر از علائم اوليه در رفتارهاي مردان مشاهده مي‌شوند مانند زياد سيگار كشيدن، پرخوري يا خوردن مشروبات الكلي ، عصبانيت و احساس بدبيني. حالت تدافعي، افسردگي، بي‌نظمي، بي‌اعتنايي، وابستگي و اشكال در تصميم‌گيري، هر يك نشانه‌هايي هستند كه امكان دارد ابتدا به صورت خفيف يا متناوب بروز كنند، اما همچنان كه فشار رواني ادامه مي‌يابد ، اين علائم نيز بيشتر مي‌شوند و شدت آنها هم افزايش مي‌يابد .

مرد مبتلا به افسردگي

فشار رواني شغلي مردان

در دنياي متغير امروزي كه ماهيت كار و شغل نيز در حال تغيير است، فشار رواني شغلي بيش از هر زمان ديگر، براي سلامت كاركنان و همچنين سلامت سازمان‌ها، يك تهديد جدي به حساب مي‌آيد. معمولا فشار رواني شغلي مردان با نشانه‌هاي جسماني، رواني و رفتاري همراه است. سردردهاي مزمن، اختلالات خواب، مشكلات تمركز، نارضايتي شغلي، روحيه كاري پايين، افسردگي، اضطراب، بي‌حوصلگي، غيبت از كار و ترك محل خدمت از نشانه‌هاي شايع فشار رواني ناشي از كار در مردان است.

مهم‌ترين عوامل ايجادكننده فشار رواني مردان در رابطه با شغلشان عبارت است از : عدم درآمد كافي، از دست دادن كار، تغيير شغل (به علت تغيير محل كار يا حتي ارتقا)‌، محيط كاري ناسالم، ساعات كاري نامناسب و همچنين فقدان انگيزه كافي در كار.

 

معمولا مردان با اين ديد به اجتماعي شدنشان ادامه مي‌دهند كه مهم‌ترين جنبه زندگي‌شان، شغلشان است و در كار منزل و بچه‌داري كمترين يا دومين نقش را دارند. تعارض بين انتظارات اجتماعي و واقعيت زندگي شخصي و خانوادگي مردان بر فشار رواني و بيماري‌هاي مرتبط با فشار رواني در آنان منجر مي‌شود.

بنابراين مرداني كه زير فشار رواني ناشي از كار هستند ، لازم است بيشتر از خود مراقبت كنند. آنان اگر خواستار آنند كه در شغلي بيشتر پيشرفت كنند، داشتن كنترل در تصميم‌گيري شرط لازم برايشان است.

مردان بايد به ياد داشته باشند براي دوري از فشارهاي رواني شغلي تا جايي كه ممكن است از بدن خود كار سنگين و بيگاري نكشند و از خود سوءاستفاده نكنند و از نيازهاي طبيعي و احساسات لازم (به بهانه شغل)‌ خود را محروم نكنند.

مردان بايد به ذهن خود فشار نياورند و نسبت به آن بي‌رحم نباشند. از خود انتظار نداشته باشند كه هر طور شده ادامه بدهند و به هر قيمت كه شده كار را تمام كنند، چراكه قيمت آن ممكن است برايشان گران تمام شود.

 

پيشنهادهايي براي كاهش فشار رواني مردان

- به داشتن تعادل در زندگي بها بدهيد.

- اگر در زندگي زناشويي خود با همسرتان مشكل داريد، سعي كنيد احساساتتان را با همسرتان در ميان بگذاريد و در صورت لزوم به يك مشاور مراجعه كنيد.

- هيچ‌گاه دعا و نيايش را از ياد نبريد، چراكه دعا و نيايش از شدت اضطراب مي‌كاهد و در دل‌ها اميد مي‌كارد.

- سيستم حمايتي قوي‌اي از دوستان و خويشاوندان ايجاد كنيد.

- اگر هميشه وقت كم مي‌آوريد ، حتما در مديريت زمان خود تجديدنظر كنيد. سعي نكنيد همه كارها را با هم انجام دهيد، بلكه در انجام كارهايتان برنامه‌ريزي و اولويت‌بندي داشته باشيد.

- به اندازه كافي استراحت و خواب داشته باشيد. خواب خوش، داروي موثري است كه تمام باتري‌هاي بدنتان را شارژ مي‌كند.

- هنگام بيماري وانمود نكنيد بيمار نيستيد. خود را فداي كار نكنيد، بلكه آنقدر به خود استراحت بدهيد تا توانايي انجام كارها را بازيابيد.

- مي‌توان گفت نشانه‌هاي فشار رواني در مردان يك‌شبه به وجود نمي‌آيند. وجود سال‌ها فشار رواني و تركيب آنها در رقابت‌هاي كوتاه و بلندمدت با آسيب‌پذيري‌هاي طبيعي مردان و رفتارهايشان و تاريخچه زندگي‌شان باعث مي‌شود مردان دچار فشار رواني شوند.

آقايان محترم ،مرد بودن الزاما به معني ناديده گرفتن خود و تحمل فشار زياد نيست بلکه اگر مي خواهيد مرد موفقي باشيد و باعث افتخار خانواده و فرزندان خود گرديد ،بهتر است در ابتدا به فکر سلامتي خود بوده و با آرامش براي مبارزه با مشکلات زندگي گام بر داريد.

 

منبع : جام جم آنلاين - با تغيير و تلخيص

نوشته شده توسط حسین محمد حسینی در چهارشنبه 1388/10/16 | موضوع:
به بچه‌های زیر 3 سال بستنی ندهید

به بچه‌های زیر 3 سال بستنی ندهید

کودک و بستنی

بستنی با انواع شکل‌ها و مزه‌های مختلف‌اش مورد علاقه بزرگسالان و کودکان بوده و هست. مادران نیز بستنی را جزو برنامه غذایی کودکان در نظر می‌گیرند و اغلب سوال می‌کنند که آیا بستنی برای فرزندشان مفید است یا نه؟ از چه سنی می‌توان به آنها بستنی داد؟ ...

 

پزشکان توصیه می‌کنند از دادن بستنی به ‌صورت روزانه تا قبل از سن سه سالگی خودداری کنید زیرا تا این سن دادن غذاهای چرب و قندی احتمال چاقی و اضافه وزن را در کودکان افزایش می‌دهد. همچنین دادن بستنی قبل از سه سالگی می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیری به دندان‌ها زده و موجب نرم شدن مینای دندان‌های شیری یا دایمی شود و دندان‌ها را در معرض فرسایش تدریجی و پوسیدگی قرار دهد. پس از آنجا که کودکان علاقه بسیاری به بستنی دارند، والدین باید بر حسب سن و وضعیت جسمی و سلامت برای آنها بستنی مناسب را انتخاب کنند. بعضی از کودکان به انواع مغز‌ها مثل پسته، بادام و گردو عدم تحمل نشان می‌دهند و برخی نیز نسبت به کاکائو و رنگ‌های شیمیایی حساسیت دارند که در این صورت والدین باید مصرف بستنی حاوی این مواد را قطع کنند.

بستنی

در ضمن، بعد از سه سالگی بستنی نه به عنوان وعده‌های غذایی بلکه جزیی از غذاهای تکمیلی و به عنوان دسر باید در نظر گرفته شود. دو تا سه قاشق مرباخوری بستنی ساده که خیلی سرد نباشد کافی است اما حتی این مقدار هم برای کودکانی که استعداد چاقی دارند، توصیه نمی‌شود. جالب است بدانید میزان کالری انواع بستنی‌ها متفاوت است. بنابراین بر حسب وزن کودک باید نوع مناسب بستنی را انتخاب کرد. زیرا بستنی‌های معمولی چون از شیر، شکر، تخم‌مرغ و مقداری خامه درست شده‌اند، در هر 100 میلی‌لیترشان، 100 کیلوکالری دارند. اما بستنی‌های میوه‌ای و یخی به علت داشتن میوه، آب و شکر کالری کمتری دارند. نکته مهمی که باید در اینجا به آن اشاره کرد، این است که باید از مصرف بستنی‌های فله‌ای و حاوی مواد رنگی و شیمیایی یا میوه‌های نامطمئن به خصوص در این سنین خودداری شود.

دکتراکبر کوشانفر متخصص کودکان
نوشته شده توسط حسین محمد حسینی در چهارشنبه 1388/10/02 | موضوع:
خجالتی ها! حتما بخوانید آسیب شناسی و درمان کمرویی در نوجوانی

خجالتی ها! حتما بخوانید

آسیب شناسی و درمان کمرویی در نوجوانی

خجالتی

دوره نوجوانی در زندگی انسان از اهمیت خاصی برخوردار است. اهمیت آن مربوط به بحرانهایی است که در این زمان برای انسان به وجود می آید. کمبود اعتماد به نفس و کمرویی بیانگر ترس و اضطراب درونی است. به همین دلیل نوجوانان ناگهان درون گرا می شوند و در خود فرو می روند و احساس ترس از شکست و مسخره شدن در آنها شکل می گیرد و ممکن است تمام وجودشان را در بر گیرد. اینجاست که نوجوان به انزوا روی می آورد و تنهایی را بر می گزیند، لذا به دوری از جمع گرایش پیدا می کند و این چنین گرایشی به علت ترس و دلهره ای است که در فرد به وجود می آید.

تعریف کمرویی

کم رویی یعنی خود توجهی فوق العاده و ترس از مواجه شدن با دیگران. زیرا کمرویی، ترس یا اضطراب اجتماعی است که در آن فرد از مواجه شدن با افراد نا آشنا و ارتباطات اجتماعی گریز دارد.

از دیدگاه روانشناسی، کمرویی برچسبی است که فرد به خود می زند. یعنی اگر شما معتقد با شید که کمرو هستید حتما همان گونه عمل خواهید کرد.

احتمالا افرادی که به کمرویی مبتلایند، دلایل رفتار خود را نمی دانند. کمبود اعتماد به نفس باعث رنجش افراد کمروست و این خود باعث می شود تا این گونه افراد در برخورد با دیگران به سهولت ناراحت و دستپاچه شوند.

کم رویی یعنی خود توجهی فوق العاده و ترس از مواجه شدن با دیگران. زیرا کمرویی، ترس یا اضطراب اجتماعی است که در آن فرد از مواجه شدن با افراد نا آشنا و ارتباطات اجتماعی گریز دارد.

نشانه های کمرویی

در رفتار نوجوان علایمی مشاهده می شود که می تواند دلیلی برای کمرویی یا خجالت آنها باشد. این علایم به شرح زیر است:

1- نداشتن اراده: معمولا انسان در برخورد با مسایل مختلفی که نمی تواند با آنها برخوردی صحیحی و منطقی داشته باشد یا روش استفاده صحیح و به موقع را نیاموخته باشد، مردد است و برای انجام کار عزمی راسخ ندارد.

2- حقیر شمردن خود: افرادی که فکر می کنند نزدیکان و اطرافیان نسبت به آنها بی مهر و محبتند، این فکر را در سر می پرورانند که ممکن است مورد تمسخر قرار گرفته و در نتیجه هنگام اظهار نظر به لرزه افتاده و عرق سرد می ریزند.

3- حرف نزدن در حضور جمع: این افراد سعی می کنند با دیگران شوخی نکنند، در مناظره و گفتگو معمولا ساکتند و یا همواره مدافع طرف قوی تر هستند. این افراد معمولا جرات شرکت در جلسات سخنرانی، سمینارها ، بحثهای گروهی و... را ندارند.

4- عدم احساس مسئولیت نسبت به زندگی: افراد کمرو برای  کسب آرامش خاطر در زندگی، حالت  بی تفاوتی مفرط نسبت به وظایف فردی و اجتماعی در پیش می گیرند.

موقعیتهایی که ایجاد کمرویی می کند

در صد قابل توجهی از نوجوانان هر جامعه دچار کمرویی و ناتوانی اجتماعی هستند. لذا باید موقعیتهایی که در این گونه افراد باعث کمرویی می شوند بشناسیم. این موقعیتها عبارتند از:

1- مورد توجه جمع زیادی قرار گرفتن مانند سخنرانی

2- عضو گروه بزرگ شدن

3- واقع شدن در موقعیتهای اجتماعی

4- قرار گرفتن در موقعیتهای جدید

5- موقعیتهایی که مستلزم ابراز وجود باشد

6- موقعیتهایی که فرد مورد ارزیابی قرار می گیرد

7- تعامل با جنس مخالف و.....

خجالتی ها! حتما بخوانید

درمان کمرویی

کمرویی به صورت رفتار در افراد نوجوان و جوان جلوه گر می شود. برای مقابله با این نوع رفتار باید برنامه ای جامع و مشخص، همراه با جدیت و پشتکار و همراه با خودباوری برای مبتلایان در نظر گرفته شود. بنابراین برای درمان کمرویی به این موارد توجه کنید:

الف) ایجاد تغییر و اصلاح در شناخت خود از خویشتن

باید شناخت خود از توانایی‏ها، استعدادها و ویژگی‏های شخصیتی خویش را اصلاح كنید و با واقعیت تطبیق دهید و برای این كار، امور زیر را انجام دهید:

1. سعی کنید در جمع دوستان و آشنایان حاضر شده و با آنها ارتباط برقرار کنید و خاطرات و تجربه‌های جالب خود را برای دوستان صمیمی تعریف كنید.

2. هرگز تصور كم‌رو بودن را به ذهن خود راه ندهید و واژه‏ها و عبارت‏هایی چون «من خجالتی هستم»، «من كم‌رو هستم» و «من جرأت بیان ندارم» را به زبان نیاورید؛ بلكه جرأت و شهامت را به خود تلقین كنید و با صدای بلند، در طول روز، چندین نوبت بگویید: من شهامت بیان این سخن، عمل و فعالیت را دارم و اجازه ندهید خاطره شكست‏های قبلی، به اندیشه شما راه یابد و همواره موفقیت‏های گذشته را به خاطر آورید.

 هرگز تصور كم‌رو بودن را به ذهن خود راه ندهید و واژه‏ها و عبارت‏هایی چون «من خجالتی هستم»، «من كم‌رو هستم» و «من جرأت بیان ندارم» را به زبان نیاورید

3. شناخت خود از جنس مخالف را تصحیح كنید. او نیز شخصی مانند شما و همه انسان‏های دیگر است؛ البته رعایت حیا و عفت در مقابل نامحرم، امری مطلوب و شایسته است و هیچ‏گاه شرم و حیا در مقابل نامحرم را مساوی با كم‏رویی و خجالت نگیرید.

ب) اصلاح رفتار و تغییرات رفتاری‏

بكوشید در جهت مخالف كم‌رویی رفتار كنید و برای این كار، امور زیر را رعایت كنید.

1. هرگز خود را سرزنش نكنید.

2. بر اساس شناختی كه از خود دارید، برای خویش، هدفی در نظر بگیرید و برای رسیدن به آن، برنامه‏ریزی كنید؛ برای مثال، بر اساس شناخت از خود، ارائه یك گزارش را بر عهده بگیرید و برای تهیه و كیفیت ارائه آن، برنامه‏ریزی كنید و با تمرین در خلوت و نیز ارائه آن نزد دوستان صمیمی و گروه‏های كوچك، خود را برای ارائه در كلاس، آماده سازید.

3. هنگام سخن گفتن، خود را گرفتار آداب و رسوم و تكلّف‏های بی‏مورد نسازید و ساده، راحت و عاری از هرگونه آداب خاص، هدفتان را بیان كنید.

4. ارتباط بصری با مخاطب را حفظ كنید.

5. هنگام سخن گفتن، به دیگران و قضاوت و حركات و سكناتشان هرگز توجّه نكنید و گفتارتان را پی‏گیرید و با خونسردی، به هدف بیندیشید.

خجالتی ها! حتما بخوانید

6. اجازه سوء استفاده به دیگران ندهید؛ كافی است به كار خود ادامه داده، در صورت روبه‏رو شدن با واكنش آنان، خود را در مقابل آنان احساس نكنید.

7. در انجام رفتارهای اجتماعی كوچك و در محیط‌های دیگر - كه بیشتر احساس راحتی می‏كنید - فعال باشید و این كار را از سلام كردن، احوال‏پرسی، جواب سلام دادن، نگاه كردن، تعارف كردن و تعارف شنیدن، آغاز كنید و با تمرین، به كارهای بزرگ‏تر و مهم‏تر گسترش دهید.

8. با افراد فعّال و پر تحركی كه احساس خجالت نمی‏كنند، بیشتر مأنوس باشید و از خجالتی‏ها فاصله بگیرید.

9. توجه داشته باشید كه تا زمین نخورید، راه رفتن نمی‏آموزید؛ پس باید نقد دیگران و تمسخر آنها باشد؛ تا شما مجال رشد بیابید. بنابراین، اگر با عكس العمل دیگران روبه‏رو شدید یا در فعالیت‏های آغازین، احساس ناتوانی كردید، از ادامه سخن یا عمل چشم بپوشید؛ هر چند می‏توانید آن را ارائه كنید و از این راه، برای ارائه بهتر و كامل‏تر مطالب، آماده شوید.

منابع

اکبری، ابوالقاسم.مشکلات نوجوانی و جوانی. انتشارات رشد و توسعه.1387.

ابراهیمی قوام، صغری. کمرویی، ماهیت و شیوه درمان آن. مجله تربیت. 1373.

افروز، غلامعلی. روانشناسی کمرویی. دفتر نشر فرهنگ اسلامی. 1373.

زندی پور، طیبه. برنامه ریزی راهنمایی تحصیلی- شغلی. انتشارات سازمان پژوهش و برنامه ریزی وزارت آموزش و پرورش. 1378.

نعمت زاده ماهانی، کاظم. مشکل کمرویی در نوجوانان و جوانان. سمینار مسایل نوجوانان، دانشگاه آزاد اسلامی. 1372.

نوشته شده توسط حسین محمد حسینی در چهارشنبه 1388/10/02 | موضوع:
شما چه رنگي هستيد؟

حتماً تجربه کرده ايد که گاهي اوقات با ورود به مکاني، ناخودآگاه احساس خاصي به شما دست مي دهد مثلاً اگر در آن مکان رنگ ها با هم هماهنگي داشته باشند، احساس شادي، نشاط، آرامش و... در شما به وجود مي آيد و همين طور در مکان هاي تنگ و تاريک با رنگ هاي سرد... احساس افسردگي، ترس، غم و... مي کنيد. اين در واقع گوياي تأثيرپذيري ما انسان ها از رنگ هاست. اين تأثير، ماهيت کاملاً رواني دارد و به طور غيرمستقيم بر روي رفتارها، واکنش ها و حتي افکار ما تأثير مي گذارد.دانستن تأثير رنگ ها به ما کمک مي کند تا در انتخاب رنگ و استفاده آن در محيط اطرافمان دقت بيشتري کنيم. تأثيرپذيري موجودات از رنگ ها به قدري زياد است که استفاده از آن براي درمان و اصلاح بسياري از ناهنجاري ها مفيد است. در اين مقاله سعي داريم نکاتي را در باب آثار برخي از رنگ ها بر روح و روان صفات شخصيتي افراد علاقمند به هر رنگ شرح دهيم با اين تفصيل که برخي از اين مطالب شايد از لحاظ علمي ثابت نشده و ميزان کاربري آنها به صورت مطلق نباشد.  

رنگها

براي مثال رنگ آبي، رنگي است صاف، روشن، با طراوت، آرام، ساکت و اميدوار کننده مي توان گفت که رنگ آبي در دين اسلام رنگي مقدس است چون آسمان به رنگ آبي است و جايگاه فرشته ها و موجودات پاک است. گنبدهاي آبي رنگ و مناره هاي آبي همانند پلي بين زمين و آسمان است. امام جعفر صادق(ع) خطاب به مفصل مي فرمايند: «تفکر شما در رنگ آسمان که خداوند آن را به اين رنگ آفريده است و موافق ترين رنگ هاست، ديده و نور بصر را تقويت مي کند.» اطباء مي گويند که اگر کسي را ضعفي در ديده پديد آمده باشد بايد نظر کند به کبود مايل به سياهي. حضرت مي فرمايند: «پس تفکر کن که چگونه رنگ آسمان را کبود مايل به سياهي گردانيده که مکرر نظر کردن به آسمان به ديده ها ضرر نرساند.» رنگ آبي از لحاظ رواني نوعي تسکين دهنده بوده و براي دردهاي عصبي بسيار مفيد است. اين رنگ چون نوعي حالت سرد کنندگي دارد و نبض و تنفس را متعادل مي کند، نوعي آرامش دروني به فرد مي دهد.

 برخي روانشناسان عقيده دارند که با توجه به رنگ برگزيده و دلخواه فرد مي تواند تا حدي به خصوصيات اخلاقي و روانشناسي او پي برد. حتماً هر يک از ما رنگي را بيش از بقيه ي رنگ ها مي پسنديم. شما چه طور؟ رنگ مورد علاقه تان چيست؟ تشخيص رنگ دلخواهتان مي تواند ساده باشد، به در و ديوار اتاقتان نگاه کنيد، يکبار ديگر با دقت کمد لباس هايتان را ببينيد، به طور کلي چه رنگي بيشتر ديده مي شود احتمالا اين همان رنگ مورد علاقه تان است. براي نمونه رنگ هايي را در زير آورده ايم که مي توانند معرف برخي از خصوصيات و صفات اخلاقي شما باشند:

رنگها

سبز و کنجکاوي

رنگ سبز رنگ طبيعت و تازگي است. اگر به اين رنگ علاقه داريد زندگي با شما آسان است. نقطه اشتراک فراواني با افراد علاقمند به رنگ پرتقالي داريد. روابط شما با ديگران بر پايه ي اصول و قرارداد است. دوست نداريد که در زندگيتان حوادثي رخ دهد اما کنجکاوانه به ماجراهاي زندگي ديگران توجه داريد.

فيروزه اي: اسرار آميز و پند ناپذير

دوستداران اين رنگ اسرار آميز و احساساتي هستند . کارهاي شخصي خود را به خوبي اداره مي کنند. پشتکار دارند و باثباتند و به نصايح ديگران در مورد کارهاي خود کمتر توجه دارند. فيروزه اي معمولاً رنگ مورد علاقه ي خانم هاست.

سياه: خوش ذوقي و ظرافت طبع

اين رنگ برخلاف عقيده ي همگان رنگ نوميدي و عزا نيست بلکه نشانه خوش ذوقي و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران اين رنگ هستيد مسلماً به شخصيت اطرافيان خود احترام مي گذاريد و براي آنکه ديگران را با ارزش و برجسته نشان دهيد از هيچگونه کمکي به آنها دريغ نمي کنيد و هرگز خود را به ديگران تحميل نمي نماييد همچنين عقايد و نظريات ديگران را به آساني مي پذيريد.

رنگها

پرتقالي: صداقت آري، هوسبازي هرگز

رنگي است ترکيبي و آنهايي که اين رنگ را رنگ دلخواه خود مي دانند متکي به نفس نيستند. اجتماعي و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار مي کنند. اگر با کسي دوستي کنند صداقت و فداکاري دارند.

خاکستري: احساس بي نيازي

اين رنگ مظهر چشم پوشي از خوشي هاي دنياست. کساني که به اين رنگ علاقه دارند اغلب در زندگي احساس رضايت مي کنند، خاکستري رنگ عقلا است و جواناني که به اين رنگ اظهار علاقه مي کنند در واقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال مي دانند و در زندگي احساس بي نيازي مي کنند. در دوستي به افراد مسن تر تمايل دارند و اغلب کساني که از نظر فکر و ايده بر آنها برتري دارند خيلي آسان طرف توجهشان قرار مي گيرند.

قهوه اي: قابل اعتماد

اگر رنگ قهوه اي را دوست داريد کاملاً مي توان روي شما حساب باز کرد. با ثبات و مقدس، شما هنرپيشه و کمي فيلسوف مآب هستيد به ندرت تغيير عقيده مي دهيد و با آن کمتر تصميم مي گيريد اما هر بار که تصميمي اتخاذ کنيد به آن عمل مي کنيد. شما در نگهداري پول و اسرار ديگران قابل اعتماد هستيد. ميل داريد مدام در عالم خودتان باشيد و گاهي اوقات با اطرافيان خود رفتار خشونت آميزي در پيش مي گيريد.

رنگ قرمز کشش عضلاني بدن را افزايش مي دهد و بر اعصاب سمپاتيک تأثير مي گذارد.
آبي: نظم، پشتکار، نهايي

رنگ آبي طرفداران زيادي دارد. اگر به اين رنگ علاقه داريد، کاملا مي توانيد احساسات و هيجانات خود را کنترل کنيد. ظاهر آرامش شما ديگران را وادار مي کند که به شما احترام بگذارند و دوست داريد هميشه مورد احترام و ستايش ديگران باشيد.  ميل داريد اغلب تنها باشيد. کارهاي خود را از روي نظم و ترتيب و بر پايه ي قواعد معيني انجام مي دهيد، يکي از خصوصيات شما پشتکار شماست.

قرمز: خوش قلب اما خودپرست

اين رنگ مظهر شدت و زياده روي است که گاهي در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداکاري و خشونت و خون و آتش است. کسي که به اين رنگ علاقه دارد هرگز نمي تواند در زندگي بي تفاوت باشد. اين گونه افراد تند و سرکش و در عين حال فعال و شجاع و کمي عجول هستند. قضاوت هاي عجولانه و ناگهاني در مورد ديگران اغلب سبب از بين رفتن دوستي هايشان مي شود، دو عيب بزرگ خودپرستي و عدم کنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبي و حس بزرگ طلبي است.افراد عصبي و با فشار خون بالا نبايد در معرض اين رنگ قرار بگيرند.به طور کلي دوستداران رنگ قرمز داراي خصوصيات متضادي هستند.

رنگها

صورتي: مورد علاقه ديگران

رنگ صورتي در واقع همان قرمز است که کمرنگ شده باشد. اگر به اين رنگ علاقه داريد تمام خصوصيات رنگ قرمز را کمي ملايم تر دارا هستيد، با گذشت هستيد و در عشق، تندي نشان نمي دهيد. ديگران را خوب درک مي کنيد و با اطرافيان خود با ملايمت و لطف رفتار مي کنيد و به دليل نشاط و شادي تان مورد علاقه اطرافيان خود هستيد.
نوشته شده توسط حسین محمد حسینی در یکشنبه 1388/09/22 | موضوع:
كوچولوی افسرده من‌
شاید باورتان نشود كه كودكان هم مانند بزرگسالان دچار افسردگی می‌شوند. وقتی عروسك كودكی گم می‌شود و یا تولد خواهر و برادر دیگری اتفاق می‌افتد، همین‌طور نقل مكان كردن از خانه‌ای به خانه دیگر و یا از دست دادن پرستار مورد علاقه و جدایی پدر و مادر، همه در آزار و فروپاشی نظم روحی كودك موثر است و مدت‌ها لازم است تا اوضاع به حال عادی بازگردد.
دیدیم كه كودك از خود پرسیده است: اگر من بچه‌ خوبی هستم؛ چرا بابا و مامان یك بچه دیگر آورده‌اند؟ یا اگر بابا و مامان واقعا منو دوست دارند؛ چرا منو آوردند توی این خونه؟ من اتاق خودمو می‌خواهم. یا اگر پرستار دوستم داشت چرا رفت؟ یا چطوری بابا تونست بره و منو تنها بگذاره!
روان‌شناسان معتقدند نوزادان نیز غمگین و اندوهگین می‌شوند، اما چون افسردگی حالت روحی عمیقی است كه بر اثر عدم اعتماد به نفس و قبول خویشتن خویش عارض می‌شود و كودكان تا حدود 4 سالگی هنوز احترام و ارزش گذاشتن به خود و شناسایی خود را درك نمی‌كنند به افسردگی دچار نمی‌شوند.از 4 سالگی به بعد آنها به ارزش وجود خود پی می‌برند و براساس آن به برقرار كردن ارتباط با دیگران می‌پردازند؛ از آن پس هر گاه این روابط دچار مشكل شوند و یا صورت نپذیرند كودك دچار افسردگی می‌شود؛ همچنین افسردگی هنگامی برای كودك پیش می‌آید كه صدای وجدان در او تثبیت شده باشد. اكنون دیگر نه تنها با احساس غم آشناست بلكه این احساس او را می‌آزارد. توانایی درك این احساس منشاء بسیاری از واكنش‌های افسردگی است؛ افسردگی یك خردسال را از حالت چهره او، كمبود انرژی و تحرك، بدخلقی و عبوسی، تنبلی، سستی، خستگی مفرط، بی‌علاقگی، بی‌حوصلگی، یاس و دلمردگی و نیز پرسش‌هایی كه گاه و بیگاه درباره مرگ می‌كند می‌توان به خوبی تشخیص داد. اما گاه پی بردن به این موضوع به این سادگی‌ها نیست و كودك افسردگی خود را غیرمستقیم آشكار می‌سازد؛ رشد او متوقف یا كند می‌شود، كم‌اشتها می‌شود، كم‌خوابی و بدخوابی به سراغش می‌آیند و در تصمیم‌گیری‌ها عاجز می‌‌ماند و در موارد حاد ممكن است تا مرز آسیب رساندن به خود پیش رود. هنگامی كه یك كودك دبستانی به افسردگی دچار شود در تمركز حواس و یادگیری دروس او اختلالاتی پدید می‌آید و در محیط خانه نیز به گوش كردن و پذیرفتن علاقه نشان نمی‌دهد.
شناخت آن آسان نیست‌
به اعتقاد یك روانپزشك كودك افسردگی در كودكان و نوجوانان امروزه یكی از شایع‌ترین انواع افسردگی به شمار می‌رود كه باید به كادر پزشكی و خانواده‌ها شناسانده شود.وی می‌‌افزاید: در حدود 20 سال پیش در تحقیقاتی كه یك پزشك ایرانی در آمریكا انجام داد به این نتیجه رسیدند كه افسردگی در كودكان و نوجوانان نیز وجود دارد و امروزه این بیماری یك بیماری شناخته شده در بین روانشناسان است اما هنوز برای مادران بسیار شناخته شده نیست. امروزه دیده شده كه كودكان و نوجوانان نیز دچار افسردگی می‌شوند اما افسردگی در سنین پایین همان علایم افسردگی در بالغین را ندارد به همین دلیل كمتر به آن توجه می‌شود؛ بنابراین شناخت آن آسان نیست. به اعتقاد این روانپزشك افسردگی یك اختلال خلقی است و در حقیقت ریشه اصلی یا هسته مركزی علایم، تغییراتی است كه در خلق و روحیه افراد ایجاد می‌شود. خلق می‌تواند شاد، گرفته، تحریك‌پذیر یا حالت عادی داشته باشد و تغییرات خلقی چیزی است كه به طور طبیعی در افراد ایجاد می‌شود. به عنوان مثال وقتی مشكلی برای شخصی پیش می‌آید ممكن است ساعاتی یا چند روز گرفته باشد اما زمانی افسردگی ایجاد می‌شود كه هم از نظر شدت و هم از نظر مدت عملكرد فرد را تحت‌تاثیر قرار دهد و در چنین شرایطی ما آن را یك اختلال تلقی می‌كنیم.
علایم افسردگی‌
تغییرات خلقی در كودكان و نوجوانان ممكن است به آن شكلی كه در بالغین بروز می‌كند نشان داده نشود؛ در بالغین، فرد افسرده، افسردگی و غمگینی خودش را نشان می‌دهد اما در كودكان افسرده تظاهرش ممكن است به صورت عصبانیت تحریك‌پذیری و گاهی پرخاشگری باشد به همین دلیل گاهی شناسایی نمی‌شود یا با علایم دوره بلوغ اشتباه گرفته می‌شود، در كنار آن علایم دیگری از قبیل تغییر در ارتباطات اجتماعی كودك و نوجوان پیش می‌آید. بدین معنا كه نوجوان بیشتر گوشه‌گیر است و با افراد خانواده و دوستان‌ ارتباطش كم می‌شود و یا این كه دچار افت تحصیلی می‌شود، تغییرات در خواب از جمله مشكلات كودك یا نوجوان افسرده است؛ بدین معنا كه در بزرگسالان مشكل كم‌خوابی و در كودكان و نوجوانان مشكل پرخوابی ایجاد می‌شود. كودكان افسرده به بیدار بودن رغبتی نشان نمی‌دهند و تا نیمه‌های روز در خواب هستند.
شناخت افسردگی‌
نشانه‌های افسردگی در كودكان متفاوت است و اغلب در طول دوران رشد آن قابل تشخیص نیست. بنابراین درمان هم نمی‌شود زیرا این نشانه‌ها نیز مانند هیجان‌های عادی و تغییرات روانشناختی كه طی دوران رشد روی می‌دهد نادیده گرفته می‌شوند. مطالعات اولیه پزشكی بر افسردگی نهفته متمركز شده یعنی هنگامی كه خلق افسرده كودك شاهدی بر رفتار عصبی و فعالیت‌های خارج از كنترل كودك است. خیلی از كودكان رفتاری شبیه به بزرگسالانی كه دچار افسردگی هستند از خود نشان می‌‌دهند. نشانه‌های اولیه افسردگی، ناراحتی، غم، احساس ناامیدی و خلق و خوی متغیر است. لذا در یك شمای كلی می‌توان علائمی چون تندمزاجی یا عصبانیت، ناراحتی‌های مداوم و احساس غم و اندوه، كناره‌گیری از جمع، افزایش حساسیت نسبت به عدم پذیرش، تغییر در اشتها (پرخوری یا كم‌خوری)‌، تغییر در خواب، صداهای ناهنجار یا گریه‌های مداوم، اشكال در تمركز و احساس خستگی مزمن را از نشانه‌های افسردگی دانست.
البته همه بچه‌ها تمام این علایم را ندارند، در حقیقت بیشتر آنها نشانه‌های مختلفی را با توجه به شرایط موجود بروز می‌دهند، اگرچه بعضی از كودكان افسرده ممكن است به كارهای كاملا منطقی و عقلانی خود ادامه دهند ولی هنگام بروز افسردگی شدید دچار تغییرات قابل ملاحظه‌ای در رفتارهای اجتماعی خود می‌شوند و اغلب از علاقه نداشتن به مدرسه، ضعف در انجام تكالیف و عملكرد تحصیلی یا تغییر در ظاهر رنج می‌برند.
علت بروز افسردگی‌
افسردگی یك بیماری است كه علت‌های آن می‌تواند ژنتیكی، روان‌شناختی، زیستی یا محیطی باشد. هریك از عوامل ذكر شده می‌تواند هم برای كودكان و هم برای بزرگسالان به بروز افسردگی بینجامد. در صورتی كه علت ژنتیكی باشد بایستی به اختلاف سطح هورمون‌ها و مواد بیوشیمیایی بدن توجه كرد و در عوامل روان‌شناختی به رابطه والدین و كودك و همین‌طور به حالات روحی و روانی پدر و مادر. افسردگی به معنای فقدان یا از دست دادن است. كودكان افسرده، فرد، محیط یا چیزی دوست‌داشتنی را از دست داده‌اند و یا آن را هرگز به دست نیاورده‌اند. حتی بعضی از روانكاوان افسردگی را معادل عزاداری دانسته‌اند و عنوان كرده‌اند كه كودك افسرده برای از دست دادن شخص یا چیزی عزیز و دوست داشتنی، گویی عزاداری می‌كند. شاید در پاره‌ای موارد به نظر می‌رسد كه كودك چیزی را از دست نداده اما مسلما در بین چیزهایی كه دارد فقدان چیزی را احساس می‌كند، برای مثال كودك مادر دارد ولی مادر دلخواهش نیست یا پدر دارد اما پدر دلخواهش نیست. این‌گونه مضامین هم به عنوان فقدان سمبلیك مطرح هستند و موجب افسردگی می‌شوند گاهی رفتار والدین از نوع آزاردهنده، تحقیركننده و مقایسه‌كننده است كه حالات افسردگی را در كودك به وجود می‌آورد. در پاره‌ای از موارد هم مادر خود افسرده است و كودك در اثر مجاورت با او ناخواسته تمامی حالات وی را دریافت می‌كند. به طور كلی چنانچه محیط زندگی كودك مطلوب نباشد و نیازهایش ارضا نشود خطر افسردگی برای او وجود دارد.
درمان افسردگی‌
در زمینه درمان افسردگی در كودكان، می‌توان به روش‌هایی همچون درمان‌های دارویی،‌روان‌درمانی فردی و خانوادگی و كاهش یا تخفیف موقعیت‌های استرس‌زا اشاره كرد كه تاثیر قابل توجهی را در بر داشته است. درمان دارویی بیش از همه در كودكانی كه بشدت مبتلا هستند و اختلال در اعمال فیزیولوژیك نظیر خواب، وزن و اشتها نشان می‌دهند، ممكن است موثر واقع گردد ولیكن متاسفانه مطالعات طرح‌ریزی شده در مورد آزمایش دارو و درمان افسردگی محدود بوده و استفاده از دارو اكثرا عوارض ثانویه به دنبال داشته است.
در مدل روان درمانی فردی در این روش به علت گرایش‌های مختلف رویكردی در روان درمانی فردی كه ناشی از وجود مكاتبات مختلف درمانی در روان‌شناسی می‌باشد، لذا سبك و روش‌های متخصصان باهم ممكن است متفاوت و گاه مشترك باشد كه با توجه به این امر می‌توان به موارد زیر اشاره كرد:
1 - برقراری رابطه توام با اعتماد به كودك
2 - ایجاد این احساس در كودك یا نوجوان كه كسی او را درك می‌كند
3 - اجازه دادن به نوجوان جهت افشای نگرانی‌ها و تشویش‌ها در مدل دیگری از درمان كه بر ساختار و كنش اجتماعی فردی خانواده اشاره دارد؛ روش روان‌درمانی خانواده است كه غالبا به منظور بهبود‌بخشی روابط بین اعضا صورت می‌گیرد تا درمان اختصاصی كاركرد خانواده در این روش ارتباط كودكان و نوجوانان با پدر و مادر و راه‌های ابراز وجود و تفاهم میان والدین و كودك و چگونگی برخورد آنها با مشكلات فردی و اجتماعی كودك در محیط خارج از خانواده و غیره هم از مواردی است كه در جریان درمان به آن توجه می‌شود.
پیشگیری‌
والدین در برخورد با كودك خود باید به جنسیت آنها توجه داشته باشند، زیرا نیازها و واكنش‌های فردی در دختران و پسران دارای تفاوت‌هایی می‌باشد كه در صورت عدم توجه به آنها عوارضی همچون افسردگی را ممكن است در درازمدت به دنبال داشته باشد همچنین ارتباط نسبی درباره خصوصیات فیزیولوژیك و تغییرات مربوط به آن بویژه در دوران بلوغ فرزندان و برخورد و واكنش‌های مناسب مهم می‌باشد.
از طرفی والدین باید به ارتباطات خود و سالم ساختن محیط خانواده برای رشد طبیعی (جسمی، اجتماعی، عاطفی و اخلاقی)‌ فرزندان و پیشگیری از مشاجرات خانوادگی برای حفظ امنیت عاطفی اعضای خانواده‌ها از طریق ارتباط توجه داشته باشند تقویت نقاط مثبت رفتار و عملكرد فرزندان از طریق دادن پاداش مادی، كلامی و غیركلامی و تشویق آنان از نكات دیگری است كه خانواده‌ها باید آن را در نظر بگیرند.
توجه به نیازها و علایق فرزندان و ارائه پاسخ مناسب با جنس و سن آنها و همچنین داشتن برنامه‌ریزی منظم برای فرزندان جهت استفاده مناسب از وقت و هدفمند بودن هر مرحله از زندگی در پیشگیری از افسردگی موثر است. از سوی دیگر خانواده‌ها باید به موفقیت تحصیلی فرزندان و تلاش برای شكوفایی توانایی‌های ذهنی، جسمی و استعداد آنها و برخورد منطقی در مواجهه با مشكلات تحصیلی توجه كنند و تشویق به شركت در فعالیت‌های ورزشی، علمی، هنری و استفاده صحیح از اوقات فراغت را فراموش نكنند
نوشته شده توسط حسین محمد حسینی در یکشنبه 1388/09/22 | موضوع:
عشق يعني.....

 عشق يعني يك سلام و يك درود

 عشق يعني درد و محنت در درون

 عشق يعني يك تبلور يك سرود

 عشق يعني قطره و دريا شدن

 عشق يعني يك شقايق غرق خون

 عشق يعني زاهد اما بت پرست

 عشق يعني همچو من شيدا شدن

 عشق يعني همچو يوسف قعر چاه

 عشق يعني بيستون كندن بدست

 عشق يعني آب بر آذر زدن

 عشق يعني چون محمد پا به راه

 عشق يعني عالمي راز و نياز

 عشق يعني با پرستو پرزدن

 عشق يعني رسم دل بر هم زدن

 عشق يعني يك تيمم يك نماز

 عشق يعني سر به دار آويختن

 عشق يعني اشك حسرت ريختن

 عشق يعني شب نخفتن تا سحر

 عشق يعني سجده ها با چشم تر

 عشق يعني مستي و ديوانگى

 عشق يعني خون لاله بر چمن

 عشق يعني شعله بر خرمن زدن

عشق يعني آتشي افروخته

 عشق يعني با گلي گفتن سخن

 عشق يعني معني رنگين كمان

 عشق يعني شاعري دلسوخته

 عشق يعني قطره و دريا شدن

 عشق يعني سوز ني آه شبان

 عشق يعني لحظه هاي التهاب

 عشق يعني لحطه هاي ناب ناب

 عشق يعني ديده بر در دوختن

 عشق يعني در فراقش سوختن

 عشق يعني انتظار و انتظار

 عشق يعني هر چه بيني عكس يار

 عشق يعني سوختن يا ساختن

 عشق يعني زندگي را باختن

 عشق يعني در جهان رسوا شدن

 عشق يعني مست و بي پروا شدن

 عشق يعني با جهان بيگانگى

نوشته شده توسط حسین محمد حسینی در جمعه 1388/09/20 | موضوع:
آموزش اخلاق به روش آسان


                                          تربیت اخلاقی

همه نظریه های رشد اخلاقی تصدیق می کنند که وجدان در اوایل کودکی به تدریج شکل می گیرد. پدر و مادر به عنوان مربیان آموزشی برای کودک می توانند به رشد اخلاق کمک کنند. به این صورت که در ابتدا می توانند با امر و نهی های خود خوب و بد را مشخص کنند. کودک به دلیل محبوب بودن نزد والدین و یا کنترل بیرونی سعی دارد تا این اصول مقرر شده اخلاقی را رعایت کند اما به تدریج این معیارها می توانند درونی شود و توسط انگیزه های درونی و وجدان کنترل گردد.

 

دیدگاه های مختلف روانشناسی هر یک علل خاصی را برای برانگیختن یک رفتار خوب مطرح می کنند. برخی انگیزه رفتار خوب را از طریق همانندسازی با والد یا الگویی که مورد پذیرش است توجیه می کنند. برخی معتقدند که رفتارهای خوب در کودک با پیامدهای مثبتی روبرو میشود بنابراین پیامد های  مثبت می توانند عوامل برانگیزاننده باشند برای تکرار رفتار مطلوب و برخی دیگر اعتقاد دارند که کودکان با رشد توانایی استدلال در مورد مفاهیم مثبت، رفتارهای مطلوب را افزایش می دهند.

تهدید و تنبیه با ایجاد اضطراب درونی مسیر را برای تفکر و درونی سازی اخلاق فراهم نمی سازد.

 مهم این است که در تربیت اخلاقی باید علاوه بر تفهیم رفتار مثبت از روش های مناسب نیز استفاده کنیم تا وجدان شکل بگیرد و اخلاق ثبات پیدا کند. پدر و مادری که مرتباً با روش های تنبیهی و یا محروم سازی سعی دارند تا ارزش های اخلاقی را نهادینه کنند باید متوجه باشند که در آینده ای نزدیک نه تنها وجدان و احساس گناه و اخلاق مداری شکل نمی گیرد بلکه کودک از طریق الگوبرداری یاد می گیرد که بعد از صدمه زدن به دیگران کمتر احساس گناه کنند. در مقابل نوع خاصی از انضباط به نام القاء به شکل گیری وجدان کودک کمک می کند.

 

تربیت اخلاقی

زمانی که کودک را از کاری نهی می کنیم و دلایل این نهی را برای او توضیح می دهیم. اول آنکه او را به معیارهای اخلاقی متعهد می کنیم و دوم آنکه در مواقعی می توانیم همدلی  را به او بیاموزیم و از اجرای قوانین خشک و غیر قابل انعطاف خودداری نماییم و سوم آنکه زمینه را برای پذیرش بیشتر این امور برای کودک فراهم می کنیم. و حال آنکه تهدید و تنبیه با ایجاد اضطراب درونی مسیر را برای تفکر و درونی سازی اخلاق فراهم نمی سازد.

 

روش های متفاوت برای کودکان متفاوت

آیا کودکانی با روحیه کمرو و مطیع با کودکانی با روحیه لجباز و تکانشی (بی هدف و بدون تفکر و تامل) به صورتی یکسان اخلاق و انضباط را درونی می کنند؟

در پژوهشی که کوچانسکا  (1995) انجام داده است "1" به این نتایج دست یافته است که روش های تادیبی در مورد کودکان باید متفاوت باشد. کودکی که به روش های صبورانه و ملایم والدین پاسخ می دهد و می تواند در این مواقع اطاعت لازم را داشته باشد نیاز به روش های انضباطی سخت گیرانه و تحمیلی و زورمدارانه ندارد.

 

اما در مورد کودکانی که دارای رفتارهای تکانشی، بدون فکر، بی هدف، بدور از عبرت گیری از موقعیت ها می باشند شاید چنین شیوه های صبورانه موثر نبوده و لازم است تا از روش های دیگری استفاده شود. نتایج پژوهش فوق نشان داد که در این مواقع ارتباطات گرم و صمیمانه عاطفی والد با فرزند در لحظات رفتار مطلوب و پسندیده می تواند الگوپردازی را در فرزند افزایش داده و روش های انضباطی را در او درونی تر سازد. در حالی که روش های تحمیلی و زورمدارانه در مورد این کودکان آنان را تحریک پذیرتر و مقاوم تر می سازد و توان پردازش را از او می گیرد. لذا والدین برای کمک به شکل گیری وجدان باید شیوه های فرزند پروری خود را با سرشت فرزند خود متناسب سازند.

 

تربیت اخلاقی

چه کنیم تا الگوهای مناسبی برای تاثیرگذاری و درونی کردن اخلاق باشیم؟

روان شناسان سه نوع ویژگی را برای الگوهای موثر و موفق ذکر می کنند.

1- صمیمیت: پدران و مادرانی که گرم و عاطفی هستند و ابراز عواطف دارند و با هیجانات فرزندشان همراهند بیشتر می توانند تاثیرگذار باشند.

 

2- تطابق رفتار با گفتار: زمانی فرزندان ما به گفتارها و اوامر و نواهی ما عمل می کنند که با رفتار ما منطبق باشد. در غیر این صورت آنها مسیری را انتخاب می کنند که آسان تر است و آن سرمشق گیری از اعمال و رفتارهای والدین است . 

 

3- شایستگی: کودکان کسی را برای الگوگیری انتخاب می کنند که شایستگی داشته و تاثیرگذارتر باشد. به همین دلیل در خانواده هایی که والدین از اقتدار لازم (نه دیکتاتور) برخوردارند نیازها را درک می کنند مهربان هستند اما با قاطعیت رفتار می کنن، فرزندان  راحت تر یاد می گیرند وقدرت پذیرش بیشتری دارند. اما فرزندان در خانواده های دیکتاتور و یا سهل گیر بیشتر به همسالان با الگوهای تربیتی متفاوت روی می آورند.

 

نوشته شده توسط حسین محمد حسینی در جمعه 1388/09/13 | موضوع:
شادی حقیقتی دست نیافتنی؟!
                                        

شاید نتوان هیچ هیجانی چون شادی را سراغ گرفت كه انسان چنین مشتاق رسیدن به آن باشد و هرچه بیشتر به دنبالش برود آن را دست نایافتنی‌تر و دورتر ببیند. به راستی، چرا چنین است؟ ما سراغ تحصیل و درآمد عالی و موقعیت اجتماعی می‌رویم تا شاید اندكی خود را شادتر بیابیم، ‌ولی به محض رسیدن به این موارد، ‌می‌پنداریم كه شادی را باید در موارد دیگری جست. آیا واقعاً شادی به همین میزان دیریاب است و به سختی می‌توان به آن دست یافت؟

اصلاً آیا منظور ما از شادی تعریفی درست است؟ چرا برخی از افراد در بحبوحه مشكلات و سختی‌های زندگی شادند و برخی دیگر در رفاه و آسایش احساس شادی نمی‌كنند؟ برای یافتن پاسخ برخی از این سؤالات سراغ دكتر عاطف وحید، ‌استاد روان‌شناسی انستیتو روان‌پزشكی تهران، رفتیم.

 تعریف شما از شادی و شادكامی چیست؟

شادمانی را از سه جنبه می‌توانیم بررسی كنیم:‌ گذشته، حال و آینده . وقتی به گذشته افراد شاد نگاه می‌كنیم، ‌می‌بینیم این افراد آرامشی توأم با رضایت از زندگی دارند. آنها وقتی به مسیر زندگی‌شان نگاه می‌كنند، فكر می‌كنند كارهای لازم را انجام داده‌اند و طبعاً به آینده هم امیدوار و خوشبین هستند و این امیدواری باعث می‌شود كه هیچ‌وقت از حركت باز نایستند. در مورد حال هم، باید گفت كه افراد شاد بهتر می‌توانند محیط و رخدادهای زندگی‌شان را مدیریت كنند و به اصطلاح،‌ سرنخ زندگی دستشان است.

عمیق‌ترین حس شادكامی از طریق زندگی با معنا به دست می‌آید، یعنی زندگی‌ای كه در آن هدف و معنا وجود دارد و شخص می‌داند برای چه دارد زندگی می‌كند.
 شادی ذاتی است یا اكتسابی؟

ببینید، نظرهای متفاوتی در این زمینه مطرح است. برخی بر ارثی بودن شادی تأكید می‌كنند و برخی دیگر بر محیط و یادگیری. بعضی‌ها هم هر دو را در ایجاد شادی مؤثر می‌دانند. اما می‌توان گفت كه شادی استعداد یا توان بالقوه‌ای است كه اگر شرایط اجتماعی فراهم باشد، می‌تواند بالفعل شود.

 ایمان و اعتقادات مذهبی افراد چه كمكی به شادبودن آنها می‌كند؟

یكی از مسائلی كه در مورد افراد شاد بارز و شاخص است ایمان و اعتقادی است كه دارند، یعنی اعتقاد به نیروی بی پایان خداوند و امید به رحمت الهی  به آنها در مواقع بروز مشكل كمك می‌كند.

 چطور می‌توان به افرادی كه شاد نیستند شادی را یاد داد؟

ابتدا باید ویژگی‌های افراد شاد را كه قابل انتقال و آموزش هم باشد استخراج كنیم. اما این ویژگی‌ها چیست؟ اولاً افراد شاد برون‌گرایند. یعنی تمایل دارند كه با پیرامونشان ارتباط برقرار كنند و عاطفه مثبت بیشتری را تجربه كنند. ثانیاً این افراد عزت نفس بالایی دارند و تصوری كه از خود دارند مثبت و توأم با ارزش و احترام است، چیزی كه در مورد افراد افسرده كم می‌بینیم. ویژگی سوم افراد شاد كنترلی است كه آنها بر محیط خود دارند. خب، اگر ما اینها را در نظر بگیریم، می‌توانیم برنامه‌ریزی‌هایی داشته باشیم كه به افرادی كه شاد نیستند كمك كنیم تا احساس شادی بیشتری داشته باشند. مثلاً ما می‌توانیم كمك كنیم كه آنها عزت نفس بالایی داشته باشند، اهدافی را برای خودشان طراحی كنند و در مجموع،‌ موقعیت‌هایی را فراهم كنیم كه بتوانند در آن موقعیت‌ها موفق شوند و همین موفقیت‌ها باعث شادی آنها هم خواهدشد.

عامل اصلی و زیربنایی بهداشت روانی افراد است و اینكه نگاه فرد به خود و زندگی‌اش چطور است.

 بین شادی‌های حسی و گذرا و شادكامی چه تفاوتی وجود دارد؟

شادی لحظه‌ای همان‌طور كه از نام آن پیداست لحظه‌ای، گذرا و وابسته به موقعیت است و وقتی آن موقعیت تمام می‌شود، ‌شادی هم به اتمام می‌رسد. در برخی مواقع، ما می‌خندیم، پایكوبی می‌كنیم و احساس شاد بودن می‌كنیم، اما به محض اتمام آن لحظات به غم و اندوه گرفتار می‌شویم. در حالی كه وقتی صحبت از شادكامی می‌كنیم، منظورمان تجربه یك عاطفه مثبت پایدار است. به اعتقاد من، عمیق‌ترین حس شادكامی از طریق زندگی با معنا به دست می‌آید، یعنی زندگی‌ای كه در آن هدف و معنا وجود دارد و شخص می‌داند برای چه دارد زندگی می‌كند. بنابراین، شادمانی اصیل باید از نظر شناختی و هیجانی دارای ثبات و پایداری باشد.

 آیا شما به این معتقد نیستند افرادی كه در زندگی‌شان شادی‌های گذرای متعددی را تجربه می‌كنند در نهایت شادكامی را تجربه می‌كنند و شادكام می‌شوند؟

فكر نمی‌كنم این‌طور باشد، چون این افراد از شادی‌های لحظه‌ای خود برای رشد فردی‌شان استفاده نمی‌كنند. آنها شادی را فقط منحصر به یك موقعیت می‌كنند و آن را به دیگر بخش‌های زندگی خود تعمیم نمی‌دهند. به همین خاطر است كه وقتی این افراد با دوستان خودشان هستند، شادند و وقتی از آنها جدا می‌شوند، دچار غم و اندوه می‌شوند. برخی از این افراد همیشه  حسرت گذشته را می‌خورند، در حالی كه همان‌طور كه گفتم، شادی واقعی زمانی است كه فرد بتواند به نحو احسن از توانایی‌هایش استفاده كند.

شادی

دكتر، به نظر شما، بین نبود شادی در جامعه و گرایش افراد به انحرافات اجتماعی مانند اعتیاد رابطه وجود دارد؟

مسلماً رابطه تنگاتنگی بین میزان پایین شادكامی و معضلات اجتماعی وجود دارد،‌ چون گفته می‌شود در جوامعی كه عواطف منفی بیشتری وجود دارد گرایش به پرخاشگری و خشونت هم بالاست.  افراد برای فرار از استرس‌ها به راهبردهای مقابله‌ای كوتاه‌مدت و خطرناكی چون اعتیاد رو می‌آورند. وقتی فرد مواد مخدر مصرف می‌كند، برای لحظاتی احساس لذت و از خودبیگانگی می‌كند، ولی چون راه‌حل مناسبی نیست،‌ وقتی اثر آن از بین رفت، فرد به افسردگی مبتلا می‌شود و برای فرار از آن دوباره مجبور است مواد مخدر بیشتری را مصرف كند.   

  سؤال مهمی كه مطرح است این است كه چرا نسل تحصیل‌كرده جامعه ما،‌به خصوص دانشجویان آن‌طور كه باید شاد نیستند؟

به نظر  اكثر افراد تحصیل‌كرده از دو منبع مهم زندگی، یعنی قدرت و پول، محرومند. اینكه شما می‌گویید افراد تحصیل‌كرده بیشتر افسرده‌اند به خاطر تحصیلاتشان نیست، بلكه برای این است كه این افراد توانمندی‌های زیادی دارند، ‌اما امكان بروز آنها را پیدا نمی‌كنند. به عبارتی،‌ جامعه امكانات لازم را در اختیار این افراد نمی‌گذارد تا خودشان و توانایی‌هایشان را به اثبات برسانند. بنابراین، نبود عدالت اجتماعی باعث سرخوردگی آنها می‌شود. چون نه می‌توانند به منابع مالی دست پیدا كنند، نه می‌توانند از منابع قدرت بهره‌ای ببرند تا خودشان را فردی تأثیرگذار و مفید در جامعه بدانند.

 

نوشته شده توسط حسین محمد حسینی در پنجشنبه 1388/09/12 | موضوع: