تبليغاتX
 زندگی زیباست
 

برای خودتان باشید

تنها شعرا و نويسندگان نيستند كه نياز به دايره واژگان غني و وسيع دارند.

قطعا بارها براي‌تان پيش آمده كه براي بيان منظور واقعي‌تان خود را ناتوان ديده‌ايد.

اين مشكل دربسياري اوقات زماني بيشتر رخ نشان مي‌دهد كه ذهن‌مان درگير مسئله‌اي خاص است. البته آن موقع كه اوضاع خيلي خراب مي‌شود؛ چون فقط قصه محدوديت داشتن واژگان نيست بلكه اصلا همه چيز درذهن مان به هم مي‌ريزد و جا به جا مي‌شود.

براي مثال، مي‌خواهيد به اميركبير اشاره كنيد، از قائم‌مقام فراهاني مي‌گوييد و يا درفكرتان بحث بر سر شهر كوالالامپوراست اما نام لوكزامبورگ را به زبان مي‌آوريد...

اما اگرخود را درشرايط عادي‌تري تصوركنيد، اين مشكل گاه‌گاهي به سراغ‌تان مي‌آيد. آنجا كه وارد مجلس ختمي مي‌شويد و مي‌خواهيد احساس همدردي خود را بيان كنيد اما نه با جمله‌ كليشه‌اي "تسليت مي‌گويم" ؛ بلكه قدري واقعي‌ترو صميمانه‌تر، ولي به سختي مي‌توانيد جمله گرمي به صاحب عزا بگوييد كه رنج دروني شما را نشان دهد.

يا زماني كه مي‌خواهيد درخواستي را براي انجام كاري يا رفتن به جايي رد كنيد. هرچه تلاش مي‌كنيد اين عدم پذيرش درخواست را درشكل مناسب‌تر و با واژه‌ها و جملات بهتري عنوان كنيد، نمي‌توانيد.

به عبارت ديگر، خودتان ازآنچه گفته‌ايد، رضايت خاطر نداريد. البته حتما يك چيزي مي‌گوييد، اما بعد با خود فكر مي‌كنيد ولي بهتراز اين هم مي‌شد گفت كه باعث سوءتفاهم يا ناراحتي براي طرف مقابل نشود.

البته بخشي از اين نتوانستن‌ها، همان گونه كه قبلا اشاره كردم به ذهن هميشه درگيرما بر مي‌گردد. اما نكته‌اي را مي‌خواهم بگويم كه توجه به آن نه تنها دايره واژگان شما را گسترش مي‌دهد بلكه به ذهن‌تان نيز نظم و آرامش مي‌بخشد.

آيا ياد گرفته‌ايد در زندگي "كمي هم براي خودتان" باشيد. براي مثال، زمان‌هاي تنهايي‌تان را گاهي هم با خواندن كتاب پركنيد. اين دوست صميمي و يكرنگ كه در هر شرايطي مي‌تواند در كنار شما باشد.

درست زماني كه در نيمه‌هاي شب، بي‌خوابي سخت آزارتان مي‌دهد و احساس مي‌كنيد توانايي انجام هيچ كاري را نداريد؛ آن مي‌تواند اين نگراني را از شما بزدايد و آرامش و خواب را كم‌كم جايگزين آن كند.

يا هنگامي كه رنجي دروني ناشي از نوعي ناكامي يا خبري غيرمنتظره و غم‌انگيز يا بي‌خبري مضطرب‌كننده؛ درون شما را به شدت مي‌كاود و درواقع درد مي‌كارد؛ آن به طورمعجزه‌آسايي مي‌تواند شما را از اين حالت خارج كند و به دنياي ديگري كه قطعا از اين شرايط بهتراست، ببرد؛ چون هميشه در كنار شماست؛ بدون هيچ چشم‌داشتي يا حتي بهانه‌اي براي نبودن...

يا چه بهتراز اين دنياي پر رنج و درد پا را فراتر بگذاريم؛ دراوج شادي‌ها و رضايت‌مندي‌ها هم آن مي‌تواند به ما كمك كند كه پيرامون خود را با همه خوبي‌ها و بدي‌ها‌يش ببينيم و با رسيدن به نقطه تعادل و حس همدردي نسبت به همنوعان، دنيايي از عشق و زيبايي ارزشمند را در وجودمان احساس كنيم.

به گونه اي ديگر، نمونه "كمي با خود بودن" را مي‌توانيد در رو آوري زنان خوش‌ذوق افغاني به ادبيات مشاهده كنيد. آنجا كه شاعران جوان توانسته‌اند با دغدغه‌هاي به نوعي زنانه خود از كلي‌گويي‌هاي مرسوم گذركرده و تجربه‌ها و ريزبيني‌هاي فردي خود را درقالب شعر بيان كنند. سميه رامش، شاعرجوان افغاني از جمله اين زنان است كه اشعارخود را دركتابي با عنوان "كمي براي خودم" ارائه كرده است.

به اين ترتيب، به نظر مي‌رسد او نيز با كشف لطافت شعرهاي مولانا در كنار ساختار قوي آن و ترجمه اين اشعار، كمي با خود خلوت كرده است تا اگر شده حتي لحظاتي از گرماي اين شور عاشقانه، برخوردار شود.

و در نهايت مي‌رسيم به همان نيم بيت معروف كه هركسي از ظن خود شد يار من.


 

نوشته شده توسط حسین در جمعه 1388/04/05 ساعت موضوع | لینک ثابت


راز شگفت انگیز زندگی بدون مشکل

تیتر : راز شگفت انگیز زندگی بدون مشکل
خلاصه : قدرت روانی خود را برای موفقیت افزایش دهید
متن کل خبر : فقط افرادی عاری از مشکلات و مسائل هستند که دیگر در کنار ما نیستند. بنابراین، مشکلات یکی از نشانه های زندگی و حیات است. هر چه بیشتر درگیر مشکلات باشیم، زنده تر و فعال تریم.
مشکلات و پیشرفت ها با هم پیش می روند و نمی توان یکی را بدون دیگری در اختیار داشت.

این رویه ی برخورد با ناملایمات و مشقت ها، بیانگر چیزی است که می توان آن را نیروی روانی موفقیت نامید و موضوع آن چگونگی برخورد با موانعی است که با آنها روبرو می شویم. اکثر مردم از لحاظ فیزیکی و بدنی سالم اند ، اما از جنبه ی نگرش به زندگی ممکن است از سلامت روانی برخوردار نباشند.

راز آن، در این نیست که عاری از مشکلات باشیم، زیرا این گمان دست نیافتنی است ، بلکه داشتن یک روش مثبت و پرانرژی برای حل مشکلات است.

اکثر مردم از لحاظ فیزیکی و بدنی سالم اند ، اما از جنبه ی نگرش به زندگی ممکن است از سلامت روانی برخوردار نباشند.

چگونه بر مشکلات غلبه کنیم؟

یک بار هنرپیشه ی معروفی اظهار کرد: « مهم نیست که شما به زمین بیافتید ، بلکه مهم این است که برخیزید». هر فردی مشکلات و سختی هایی دارد که باید با آنها مبارزه کند. کسانی از این عرصه سرفراز بیرون می آیند که مهارت رویارویی با ناملایمات را بدون از دست دادن اراده و انرژی شان داشته باشند. توصیف نیروی روانی دشوار است، اما می توان آن را در وجود کسانی یافت که با جسارت و شجاعت برای دستیابی به اهداف شان در حال مبارزه و تلاش اند.

در این جا سه قاعده که به توسعه ی سلامت روانی کمک می کنند را ذکر می کنیم:

قاعده اول: این یک مبارزه است نه مشکل.

دیگر از کلمه ی «مشکل» استفاده نکنید ، زیرا تداعی کننده ی احساس منفی است و مأیوس کننده است. در عوض واژه ی مبارزه یا چالش را به کار ببرید: « ما با برخی از چالش های بزرگی روبروییم که باید آنها را حل کنیم. باید آنها را به مزیت تبدیل کرده و روی آنها کار کرد.»

مبارزه و چالش واژه ای مثبت و انرژی زاست که بیشتر ما را برای کشف یک راه حل ترغیب می کند. چالش، نیمه ی پر لیوان است در حالی که مشکل، نیمه ی خالی لیوان است.
ارزشمندترین دارایی شما داشتن یک تفکر مثبت است.

قاعده دوم: چیزی به نام شکست وجود ندارد بلکه یک بازخورد است.

وقتی موشک های هدایت شونده از مسیر خارج می شوند ، حس گرهای بازخورد ، خطا را یافته و مسیر را اصلاح می کند. این آگاهی از خطا، موشک را قادر می سازد تا با دقت به مسیر صحیحش دست یابد.

همین نگرش را نسبت به خودتان داشته باشید. زمانی که مرتکب اشتباهی می شوید ، شکست محسوب نمی شود ، بازخوردی است که مکانیسم هدف یابی شما برای این که دوباره شما را به مسیر صحیح هدایت نماید ، به آن نیاز دارد.

برنامه نویسان رایانه ای می دانند هنگامی که برای اولین بار برنامه ی جدیدی را راه اندازی می کنند احتمالاً به طور صحیح کار نخواهد کرد و باید معایب آن را رفع کنند. آنها احساس شکست یا ناراحتی نمی کنند بلکه اصلاحات لازم را انجام داده و مراحل برنامه را بر پایه ی آموخته های خود تغییر داده و تصحیح می کنند.
بهترین واکنشی که شما در مقابل یک اشتباه می توانید داشته باشید این است که آن را به عنوان یک تجربه ی آموزنده بپذیرد.

هر گاه موضوعی مسیر غلط و نادرستی را بپیماید ، استقامت خود را حفظ کرده و به خودتان بگویید: «چه بازخورد جالبی است، چگونه می توانم از این بیاموزم، چه طور می توانم آن را به مزیتی برای خود تبدیل کنم؟»

افراد پر انرژی و مثبت نیز درست به اندازه ی دیگران در برابر مشقات و ناملایمات متأثر می شوند اما تفاوت موجود در پیامدهای بعدی آن است.

قاعده سوم: راه حلی وجود دارد ، همه ی کاری که باید انجام دهید یافتن آن است.

ممکن است دنیا پر از مشکلات باشد اما مملو از راه حل نیز هست. تشخیص این مطلب باعث می شود که نیروی خلاق ما به جریان بیافتد و خلاقیت ها را به حرکت درآورد ، لحظه ای که می گوییم: « این سخت است، این موثر و کارساز نیست و یا این بسیار دشوار است ، در واقع خلاقیت خود را سرکوب کرده ایم.»

ذهن تان را روی را ه حل متمرکز کنید. تصور کنید که وقتی چالش حل شود زندگی چگونه خواهد بود.

امتحان کنید بی شک نتیجه بخش است.



منبع : مجله راه موفقیت - پرسمان


 

نوشته شده توسط حسین در جمعه 1388/03/29 ساعت موضوع | لینک ثابت


دوری از استرس و نگرانی

 دوری از استرس و نگرانی راه های غلبه بر استرس بیمورد
قرار ملاقاتی در آینده نزدیک دارید؟ یا یک جلسه کاری؟ شاید هم باید پیش روی همه دانش آموزان کلاستان کنفرانس بدهید؟

آرامشتان را از دست داده اید. یکجا بند نمی شوید. با انگشتانتان بازی می کنید. کف دستانتان کمی عرق کرده است. اصلاً حس خوبی ندارید. احساس اضطراب می کنید.

چه کار باید بکنید؟

برای جلوگیری از بروز اضطراب چه پیشگیری هایی می توانید انجام دهید؟ برای کم تر کردن یا از بین بردن استرس و اضطرابی که درست قبل از یک اتفاق در شما ایجاد می شود چه باید بکنید؟

در این مقاله نکاتی برایتان مطرح می کنیم که به شما برای این منظور کمک میکند. بعضی از این نکات را میتوانید همین حالا به کار ببندید و بعضی از آنها را هم میتوانید در برنامه طولانی مدت زندگیتان قرار دهید.

ممکن است بخواهید از ترکیبی از این نکات استفاده کنید. مثلاً اگر در حال حاضر احساس اضطراب بسیار شدیدی دارید، نباید همین اول کار به سراغ تجسم مثبت بروید. اگر مضطرب باشید و ذهنتان در حال حاضر انباشته از تصورات منفی است، تجسم مثبت نمی تواند تاثیر چندانی برایتان داشته باشد.

درعوض، قبل از هر چیر چند نفس عمیق بکشید تا آرام شوید و خودتان را در زمان حال ببینید نه در تصویر منفی از یک آینده ممکن. بعد، وقتی تنفستان خوب شد، خیلی آرام و عمیق پیش خودتان تجسم کنید که جلسه یا کنفرانسی که در پیش دارید، چقدر خوب برگزار شده است.

آماده باشید

کاملاً مشخص است. اگر کنفرانسی در پیش دارید، باید قبل از اینکه قدم روی سکوی کنفرانس بگذارید، یادداشت هایتان و چیزی که قرار است در سخنرانی درمورد آن صحبت کنید را خوب و بادقت مطالعه کنید اگر جلسه کاری مهمی در پیش دارید، کارتان را بررسی کنید و ببینید قرار است در آن جلسه در چه مواردی حبت شود. اگر قرار ملاقاتی در پیش دارید، می توانید درمورد چند موضوع بحث یا سوال جالب فکر کنید تا جلوی سکوت ناخوشایندی که گهگاه ایجاد می شود را بگیرید. اگر مصاحبه کاری دارید، به این فکر کنید که چه سوالاتی ممکن است از شما بپرسند و پاسخ های خوبی برای آن آماده کنید.

اگر این کارها را به دقت انجام دهید بخش زیادی از اضطراب شما از بین خواهد رفت. البته همیشه هم کار خوب و مفرحی نیست. اما آماده بودن قبل از هر اتفاق نه فقط برای از بین بردن اضطراب مفید است، بلکه باعث می شود کارتان را هم خوب انجام دهید.

از خودتان بپرسید: بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد چیست؟

واقعاً بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد چیست؟ در طولانی مدت چه تاثیری ممکن است بر شما بگذارد؟ در خیلی از موارد متوجه می شوید که پاسخ سوالتان این است: واقعاً نه آنقدر. معمولا ً همه ما قبل از پیش آمدن چیزی عادت داریم آنرا بزرگ جلوه دهیم و عواقب ممکن آنرا در ذهنمان مجسم می کنیم، انگار که برایمان موضوع مرگ و زندگی است. اما به ندرت اینطور است. پرسیدن چند سوال ساده دیدگاهتان را سالمتر و اعصابتان را راحت تر خواهد کرد.



تنفس عمیق راه بسیار عالی برای از بین بردن احساسات و تجسم های منفی و بازگشت به زمان حال است. فقط کشیدن چند نفس عمیق، تنفس مضطرب و کم عمقتان را به تنفسی بسیار آرام و قوی تبدیل خواهد کرد. در زیر نحوه انجام اینکار را برایتان توضیح می دهیم:

· در موقعیتی راحت بنشینید و پاهایتان را از هم باز کنید.

· دست هایتان را روی شکم قرار دهید. با استفاده از شکم، به آرامی از بینی نفس بکشید. اگر اینکار را درست انجام داده باشید، شکمتان باید باد کند و آنرا با دستهایتان احساس خواهید کرد.

· آرام نفس را دوباره از بینی بیرون دهید. این کار را با کمی شدت انجام دهید تا شکمتان به داخل فرو رود.

· 30 مرتبه به این شکل نفس بکشید. نفسهایتان آرام و عمیق باشد.

· بعد از کشیدن 30 نفس عمیق، و تمرکز روی شمردن آنها، نه تنها باید احساس راحتی و تمرکز بیشتری بکنید، بلکه بدنتان به این شیوه نفس کشیدن عادت می کند، بدون اینکه برای آن تمرکز کنید.

تصویرسازی مثبت

بیشتر زندگی ما به طور عادت صرف تجسم کارهای اشتباهی می شود که ممکن است در آینده مرتکب شویم. البته اینکار استرس و اضطراب زیادی ایجاد می کند. ممکن است باعث شود به همان نتیجه ای که تصور می کردید یا از آن ترس داشتید هم برسید. اگر فکر کنید که شکست می خورید، موفقیتتان را خیلی خیلی سخت تر می کنید.

تصویرسازی مثبت مطمئناً راهی مفیدتر و خوشایندتر برای وقت گذراندن است. ممکن است تصور کنید که اینگونه تصویرسازی و خیال خیلی غیرواقعی است اما خیالپردازی منفی هم به همان اندازه غیرواقعی است. در هر دو صورت شما چیزی را تجسم می کنید که هنوز اتفاق نیفتاده و ممکن است در آینده اتفاق بیفتد. خیالپردازی منفی فقط به این دلیل برایتان واقعی تر است که کاری است که همه اطرافیانتان انجام می دهند یا چند وقتی است که خودتان به آن عادت کرده اید.

اینکه چطور فکر کنید و خیالپردازی هایتان چه باشد بر رفتار و عملکرد و احساس شما نسبت به آن موقعیت آینده تاثیر میگذارد. و این هم می تواند تاثیر شگرفی بر اتفاقاتی که می افتد بگذارد.

در زیر به چند دستور عملی برای زمانی اشاره می کنیم که مثلاً یک جلسه کاری در پیش دارید:

پیش خودتان تجسم کنید که همه چیز چقدر خوب پیش می رود—آن را ببینید و بشنوید—و همینطور ببینید که چه احساس خوبی در آن زمان دارید.

خودتان را ببینید که لبخند می زنید، مثبت هستید و زمان بسیار خوبی را می گذرانید. نتیجه عالی آن جلسه را در ذهنتان مرور کنید. با این تصویر سازی فکر کنیدکه این اتفاق واقعاً افتاده است، که جلسه تمام شده است و نتیجه دلخواهتان را هم در بر داشته است. این روش بسیار تاثیرگذار است و روحیه ای بسیار خوب و آرام به شما می دهد.

راه حل های بالا راه حل های سریع این مشکل بودند. توصیه هایی که در زیر اشاره می کنیم راه حل هایی هستند که به زمان بیشتری نیاز دارند. ممکن است هفته ها، ماه ها یا حتی سالها طول بکشد. به مرور زمان می توانید این ایده ها را بخش مهمی از زندگیتان کنید و باعث می شوند که احساس اضطراب کمتر و کمتری پیدا کنید.

تمرین کنید، تمرین کنید، تمرین کنید

هرچه بیشتر تمرین کنید، وارد عمل شوید و خودتان را در موقعیت هایی قرار دهید که موجب اضطرابتان شود، اعتماد به نفس بیشتری پیدا خواهید کرد. وقتی تجربه بیشتری داشته باشید، دیگر احساس راحتی بیشتری با آن موقعیت پیدا می کنید و اضطرابتان هم کمتر می شود.

بدانید که مردم توجه زیادی به عمل شما ندارند

یک منبع خیلی بزرگ اضطراب این است که خیلی روی این تمرکز می کنید که مردم درمورد شما چه فکری خواهند کرد. و فکر می کنید که همیشه انتقاد آنها متوجه شماست.

اما واقعیت این است که مردم زیاد درمورد اینکه شما چه می کنید و چه نمی کنید فکر نمی کنند. شما شب و روزتان را صرف مشکلات، شکست ها و چیروزی هایتان می کنید و مطمئن باشید که آدم ها دیگر هم همین کار را می کنند و وقت زیادی ندارند که درمورد شما فکر کنند.

به طور کل، مردن بیشتر درگیر مشکلات خود هستند. و انتقاد آنها بیشتر معطوف به نقاط منفی زندگی خودشان است نه کارهایی که شما انجام می دهید. پس خیلی نگران این مسئله نباشید. وقتی بدانید که کارهایی که می کنید چندان مورد توجه اطرافیانتان نیست، مطمئناً نگرانی و اضطرابتان هم کمتر خواهد شد.

در زمان حال زندگی کنید

اینکه نکته با تنفس عمیق که قبلاً درمورد آن صحبت کردیم در ارتباط است. وقتی آن نفس های عمیق و قوی را می کشید و روی آن تمرکز می کنید، فکرتان آزاد به نظر می رسد. تفکرات شما درمورد اتفاق های بدی که ممکن است در آینده برایتان بیفتد از بین می رود. اضطراب از این تفکرات منفی به وجود می آید. اگر به جای آن توجهتان را به اتفاق هایی که در زمان حال برایتان می افتد متمرکز کنید، این اضطراب به کلی از بین می رود.

راه دیگری که از طریق آن می توانید توجهتان را معطوف به زمان حال کنید و درواقع در زمان حال زندگی کنید این است که دقیقاض اتفاق هایی که در همان لحظه برایتان می افتد تمرکز کنید. درست به صحنه و صداهایی که در اطرافتان می بینید و می شنوید توجه کنید. به گزارش هایی که باید تا قبل از ساعت 5 تحویل دهید، جلسه فردا، یا شامتان دیگر فکر نکنید. فقط به زمان حال تمرکز کنید و همه چیز را برای یک لحظه هم که شده دور بریزید. اینکار را برای خودتان به شکل یک عادت در بیاورید.

اگر بخواهید احساسات و تفکرات منفی را از زندگیتان دور کنید، زندگی کردن در زمان حال فواید بسیار زیادی می تواند برایتان داشته باشد. کتاب های زیادی در بازار موجود است که به شما کمک می کند درک عمیقتری از زندگی پیدا کنید و استرس و اضطرابتان را از بین ببرید.
30 نفس عمیق بکشید


 

نوشته شده توسط حسین در دوشنبه 1388/03/04 ساعت موضوع | لینک ثابت


پنج راه ساده برای افزایش هوش

مغز شما مانند ماهیچه ها به تمرین نیاز دارد، اگر شما

مرتب این تمرین ها را در راه درست خود انجام دهید،

مهارت بیشتری در اندیشیدن بدست خواهید آورد و

تمرکزتان افزایش می یابد. اما اگر هیچگاه از مغزتان

استفاده نکنید یا از داروهای شیمیایی نامناسب

استفاده کنید، توانایی تان برای یادگیری و تفکر از بین

می رود.


مغز شما مانند ماهیچه ها به تمرین نیاز دارد، اگر شما

مرتب این تمرین ها را در راه درست خود انجام دهید،

مهارت بیشتری در اندیشیدن بدست خواهید آورد و

تمرکزتان افزایش می یابد. اما اگر هیچگاه از مغزتان

استفاده نکنید یا از داروهای شیمیایی نامناسب

استفاده کنید، توانایی تان برای یادگیری و تفکر از بین

می رود.


در اینجا 5 راه ساده شرح داده می شود که هر کسی

قادر است به وسیله آن از سلولهای خاکستری اش

استفاده ی بهتری کند.




آیا بعد از تماشای تلویزیون به مدت چند ساعت

احساس خالی بودن نمی کنید؟ چشمانتان به سوزش

می افتد و از تمرکز بروی این جعبه بزرگ خسته می

شود، حتی قادر به خواندن یک کتاب هم نخواهید بود.

پس زمانی که نیاز به آرامش و استراحت دارید، بجای

این کار، یک کتاب بخوانید، اگر خیلی خسته اید،

موسیقی گوش کنید. اگر با خانواده و دوستان هستید،

تلویزیون را خاموش کنید و با هم گفتگو کنید. تمام اینها

بیشتر از تلویزیون از مغز شما استفاده خواهند کرد.


1- تماشای تلویزیون را به حداقل برسانید. این معامله سختی است، مردم بسیار دوست دارند که مانند یک گیاه تنها پای تلویزیون بنشینند و زل بزنند. مشکل اینجاست که تلویزیون از ظرفیت روحی شما استفاده ای نمی کند یا به آن اجازه تغذیه شدن نمی دهد. مانند این است که یک ماهیچه انرژی بسوزاند اما از مزایای سلامتی این سوخت و ساز استفاده ای نکند. 2- ورزش کنید. شاید فکر کنید اگر بجای ورزش کردن کتاب بخوانید، بیشتر یاد می گیرید، اما ورزش کردن باعث می شود، در ساعتهای بعد از تمرین، بازده شما بالاتر رود و بهتر یاد بگیرید. استفاده از بدن، ذهن شما را آزاد می کند و موجی از انرژی پدید می آورد. روحیه می گیرید و می توانید به سادگی تمرکز کنید. 3- کتابهای چالش انگیز بخوانید. بسیاری از مردم دوست دارند کتابهای عامه پسند و تعلیقی بخوانند. اما این کتابها عموما برای مغز محرک نیست. اگر میخواهید توانایی تفکر و نوشتن را بهبود بخشید، باید کتابی بخوانید که شما را وادار به تمرکز کند. خواندن یک کتاب کلاسیک می تواند نگرش شما به دنیا را تغییر دهد و شما را با لغتهای ارزشمند و ظریف تر گذشته آشنا کند. از این که دنبال لغتی بروید که نمی دانید، نترسید، از عبارات سنگین و حجیم آن هراس نداشته باشید. زمان کافی بگذارید و دوباره بخوانید تا با شیوه نوشتن نویسنده آشنا شوید. این نوع کتاب خواندن بهتر از تمام کتابهای نخ نما و تعلیقی موجود در بازار است. 4- زود به رختخواب بروید و زود از خواب برخیزید. هیچ چیز به اندازه کم خوابی تمرکز را سخت نمی کند. یکی از رازهای جوانی این است که زود به رختخواب بروید و بیشتر از 8 ساعت نخوابید. اگر صبح دیر بیدار شوید و برای جبران آن دیر بخوابید، سست و بیحال از خواب برمیخیزید و نمی توانید تمرکز کنید. گفته می شود که ساعتهای اول صبح بهترین زمان برای آرامش و بازده مناسب است. اگر فرصت دارید در طول روز، زمانی که احساس خواب آلودگی می کنید، ده تا بیست دقیقه چرت بزنید. بیشتر از این شما را کسل می کند اما چرت کوتاه شما را شاداب می کند. 5- زمانی برای بررسی بازتاب اعمال خود در نظر بگیرید. از آنجا که زندگی ما بیشتر مشوش و گیج کننده شده ، خود ما نیز همواره در عجله و تاب و تب ایم بدون اینکه به آن توجه کنید. تمرکز در این حال دشوار می شود زیرا همواره در حال سرزنش کردن خود هستیم در نتیجه زمانی را برای تنها بودن و بررسی زندگی و سازماندهی افکار و اولویت بندی مسئولیت های خود در نظر بگیرید. بعد از آن بهتر می فهمید چه چیز مهم تر است و چه چیز مهم نیست. سپس چیزهای بی اهمیت دیگر در ذهن شما جایی ندارد و آزارتان نمی دهد و ذهن سبک تر می شود.


 

نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه 1388/02/17 ساعت موضوع | لینک ثابت


ظهور هوش هیجانی

مقدمه

با فکر کردن به باهوش‌ترین افرادی که می‌شناسید احتمالا چند خصیصه بارزشان را به خاطر می‌‌آورید، به احتمال زیاد این افراد با کمترین تلاش ، بالاترین نمره‌ها را در مدرسه می‌گرفتند. آنها شغل‌های خوبی دارند ، ولی در ارتباط با همکارانشان موفق نیستند. و با اینکه دوستان زیادی دارند، ولی روابط جدی شخصی‌شان اندک است.
تصویر

خصوصیات افراد دارای هوش هیجانی بالا

به چند نفر از موفق‌ترین افراد در زندگی تان فکر کنید و به خصیصه‌‌های مشترکی که آنها با یکدیگر دارند. بی‌شک ، دایره دوستان این افراد بزرگ و متنوع است. ارتباطات شخصی‌شان قوی و زندگی خانوادگی شان مملو از افتخار و کامیابی است. آنها نسبت به دیگران ، حتی نسبت به کسانی که تازه ملاقات می‌کنند، علاقه نشان می‌دهند.

آنها رضایت بیشتری از شغل خود دارند، احترام همسالانشان را برمی‌انگیزند و به خاطر خوب انجام دادن مسئولیت شغلی‌شان ، از سرپرست خود امتیاز و ترفیع می‌گیرند. آنها عواطفشان بدون ریاکاری ، احساساتشان بدون نخوت ، و اعتماد به نفسشان عاری از هر خودنمایی است. تفاوت بین این دو گروه، تفاوت میزان IQ یا ضریب هوشی و چیزی است که EI یا هوش هیجانی نامیده می‌شود. هوش هیجانی شیوه‌ای پذیرفته‌شده برای ارزیابی موفقیت یک فرد است. شیوه‌ای که امروزه در آمریکا رو به گسترش است.

هوش هیجانی EI و تفاوت آن با IQ

تفاوت بین معلومات کتابی و مهارت در زندگی روزمره و ارتباطات افراد ، در واقع همان تفاوت بین IQ یا ضریب هوشی و EI یا هوش هیجانی آنهاست. از اواسط سال‌های 1980 مطالعات روزافزونی در این مورد انجام می‌شود که هیجانات ما ، و واکنش بعدی ما نسبت به آنها، چه مقدار در سلامت عمومی و موفقیت ما در زندگی نقش دارند، و به خصوص در سال‌های اخیر این مطالعات به شدت مورد توجه قرار گرفته‌است. در واقع ، مطالعات وسیعی انجام شده تا نشان دهد ضریب هوشی بالا به تنهایی لازمه موفقیت نیست.

دکتر ریچارد بویاتسیز ، استاد دانشکده مدیریت ودرهد (Weatherhead) در دانشگاه کیس وسترن ریزرو (Case Western Reserve) در کلیولند ، هوش هیجانی را مجموعه‌ای از شایستگی‌ها و توانایی‌هایی می‌داند که ما را قادر می‌سازد تا کنترل خود را به دست گیریم و در مورد دیگران نیز آگاه باشیم . به بیان ساده ، هوش هیجانی استفاده هوشمندانه از هیجانات است، و در زمینه حرفه‌ای به این معناست که احساسات و ارزش‌های خود را نادیده نگیریم و تاثیرشان را بر رفتارمان بشناسیم. دکتر بویاتسیز می‌گوید که برای پی‌بردن به شدت میزان هوش هیجانی ، باید توجه کنیم که چقدر نسبت به دیگران دلسوز و حساس هستیم، و همیشه در نظر داشته باشیم که بالاترین درجه همدلی ، درک کردن افرادی است که مثل شما نیستند.

آیا هوش هیجانی ثابت است؟

ضریب هوشی ما حتی با روند بلوغ مان نسبتا ثابت می‌ماند، ولی هوش هیجانی می‌تواند قوی‌تر شود. دکتر بویاتسیز می‌گوید، بسیاری از مدیران و رؤسا به آن چیزی که می‌دانند بهتر است عمل نمی‌کنند، و به این علت شکست می‌خورند. وی همچنین اضافه می‌کند، با اینکه برای کودکان ، در آن سنین ، قوی‌تر کردن هوش هیجانی کار ساده‌تری است، حتی بزرگسالان هم می‌توانند هوش هیجانی را در خود بپرورانند. به عنوان یک بزرگسال ، شکوفا کردن توانایی‌های شناختی مشکل است، اما شما در هر سن و هر مرحله‌ای از زندگی می‌توانید هوش هیجانی خود را پرورش دهید.

آموزش مهارتهای اجتماعی به کودکان برای پرورش هوش هیجانی

برای پرورش هوش هیجانی طبیعتا بهتر است که هر چه زودتر شروع کنید. کتی کوهن، یک مددکار اجتماعی بالینی در فیرفاکس ویرجینیا، حومه شهر واشنگتن دی. سی. است. از نظر او، کمک به کودکان و نوجوانان جهت پرورش مهارت‌های اجتماعی قوی بهترین راه است. کوهن 20 سال است که به ایجاد کارگاه‌های مهارتهای اجتماعی برای کودکان که بعضی از آنها فقط سه سال دارند و نوجوانان می‌پردازد. وی می گوید، برخی کودکان می‌توانند علامت‌های اجتماعی را به آسانی تشخیص دهند. آنها می‌توانند بلافاصله موقعیت را سبک سنگین کنند. برای برخی دیگر ، ارتباطات اجتماعی ، مانند زبان بدن یا حالتهای بیانگر صورت ، یک زبان متفاوت است.

آموزش مهارت‌های اجتماعی کوهن در گروه‌های کوچک و اغلب همیشه با یاری والدین و معلمین صورت می‌گیرد و شامل تمرین‌هایی برای برقراری بهتر ارتباطات ، حل مسئله ، مدیریت خشم و استرس و حتی تاثیر گذاری مثبت بر دیگران در ملاقات اول است. کوهن می‌گوید، در یادگیری مهارت‌های اجتماعی مشکل اغلب افراد ، کنترل هیجانات بطور موثر است. و همانطور که دکتر بویاتسیز اشاره می‌کند نادیده گرفتن هیجانات‌مان می‌تواند اثر نامطلوبی بر تندرستی ، شادی و سلامت عمومی ما بگذارد، بدون اینکه میزان هوش یا سواد ما مهم باشد. خوشبختانه ارتباطات اجتماعی در هر سنی قابل اصلاح است. کوهن می‌گوید، حتی من هم گاهی مرتکب خطا می‌شوم و باید برای برقرای بهتر ارتباط با دیگران خودم را اصلاح کنم.

یک تمرین ساده اما موثر

از یک روش ارتباطی بر پایه تفکر به جای روشی که احساسات هم در آن دخیل است استفاده کنید. برای بیان یک عقیده محکم ، به جای اینکه بگوییم ، من فکر می‌کنم ...، عبارت من احساس می کنم... را به کار ببریم. به این ترتیب عبارت ما معتبرتر و متقاعد کننده‌تر خواهد بود، و احتمالا کمتر به نظر خواهد رسید چیزی می گوییم که خود اعتقادی به آن نداریم. و به این ترتیب ما را از اشتغال ذهنی در مورد نگفتن آنچه که باید می‌گفتیم و یا گفتن آن به صورت دیگر ، رها می‌کند.

منبع:

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-browse_categories.php?find=&deep=off&parentId=600&offset=30&sort_mode=name_asc&SSOReturnPage=Check&Rand=0


 

نوشته شده توسط حسین در یکشنبه 1388/02/13 ساعت موضوع | لینک ثابت


شخصیت شناسى با اشکال هندسى

مقدمه

شاید شما هم جزو افرادى هستید که در دوران تحصیل درس هندسه برایتان هیچ جذابیتى نداشته و احتمالاً از شنیدن نام آن بیزارید ولى چند لحظه این موضوع را فراموش کنید. بعد ساده ترین اشکال هندسى را به خاطر بیاورید؛ مربع، مستطیل، مثلث، دایره و منحنى. سپس خیلى سریع و بدون اینکه زیاد به مغزتان فشار بیاورید شکلى را انتخاب کنید که بیشتر از همه می‌پسندید. در حقیقت یک تست روانشناسى پیش روى شما قرار دارد که با توجه به انتخابتان بسرعت نشان مى‌دهد شما در زندگى چه جور آدمى هستید و در چه مشاغلى احتمال موفقیتتان بیشتر است!

مربع

افرادى که شکل مربع را انتخاب مى‌کنند کسانى هستند که در یک محیط پایدار بیشترین احساس آرامش را دارند و مسیر کارهایشان کاملاً واضح است. چنین اشخاصى محافظه کارند و دوست دارند همه چیز مرتب و منظم باشد. وظیفه شناس هستند و اگر کارى را به آنها محول کنید آنقدر روى آن وقت مى‌گذارند تا تمام شود، حتى اگر کارى تکرارى و طاقت فرسا باشد و مجبور شدند به تنهایى آن را انجام دهند.

مستطیل

اصولگرایى مشخصه بارز این افراد است. آنها نیز نظم و ترتیب را دوست دارند ولى آن را بیشتر از طریق سازماندهی‌هاى دقیق اجرا مى‌کنند. این امر سبب مى‌شود که راههاى مناسبى را انتخاب و همه قواعد و مقررات را بررسى کنند. اگر وظیفه‌اى را به این اشخاص محول کنید ابتدا آن را به خوبى سازماندهى مى‌کنند تا اطمینان یابند که بطور اصولى اجرا خواهد شد.

مثلث

اشخاصى که شکل مثلث را انتخاب مى کنند هدف گرا هستند. آنها از برنامه ریزى قبل ازانجام کارها لذت مى‌برند و به طرح موضوعات و برنامه‌هاى بزرگ و بلند مدت تمایل نشان مى‌دهند، اما ممکن است جزئیات را فراموش کنند. اگر کارى را برعهده آنها بگذارید ابتدا هدفى را براى آن تعیین و سپس با برنامه ریزى کار را آغاز مى‌کنند.

دایره

چنین افرادى اجتماعى و خوش صحبت هستند، هیچ لحن خشنى ندارند و امور را به وسیله صحبت کردن درباره آنها تحت کنترل خود در مى‌آورند. ارتباطات اولین اولویت آنها در زندگى است. مطمئن باشید که اگر وظیفه‌اى به آنها محول شود آنقدر درباره آن صحبت مى‌کنند تا هماهنگى لازم ایجاد شود.

منحنى

خلاقیت در این قبیل افراد موج مى‌زند و اغلب اوقات کارهاى جدید و متفاویت را ارائه مى‌دهند. نظم و ترتیب برایشان کسالت آور است و اگر تکلیف را براى آنها در نظر بگیرید ایده‌هاى خوب و مشخصى را براى آنها ابداع مى‌کنند. بطور کلى افرادى که سه شکل اول یعنى مربع، مستطیل و مثلث را انتخاب مى‌کنند در جهت مسیر ویژه در حرکت هستند و کارها را بطور منطقى و اصولى انجام مى‌دهند ولى ممکن است خلاقیت کمى داشته باشند. اما گزینش دایره و منحنى نشان دهنده خلاقیت و برون گرایى است. چنین افرادى به موقعیتهاى جدید وسایر افراد دسترسى پیدا مى‌کنند ولى چندان اصولگرا و قابل اعتماد نیستند.

کاربرد تست

این تست براى ارزیابى افراد نسبت به موقعیت شغلى شان کاربرد دارد و یا به منظور پى بردن به این نکته که اشخاص مختلف تا چه حد مى‌تواند باهم کار کنند. اگر شما بشدت علاقه‌مندید که یک کار خاص و اصولى را انجام دهید یک فرد مربع دوست مى‌تواند همکار خوبى برایتان باشد.
همچنین اینگونه افراد براى کار در دوایر حسابرسى هم کاملاً مناسبند. اگر کارها نیاز به سازماندهى گروهى داشته باشد مثلث دوستان در پیشبرد فعالیتها موفق خواهند بود. این افراد مى‌توانند مجرى خوبى باشند، چون اهداف را مشخص و اطمینان مى‌یابند که دستیابى به آنها ممکن است. براى هر نوع ارتباطات حضورى افرادى که دایره را انتخاب مى‌کنند، بهترین هستند. آنها مى‌توانند یک کارمند خوب، مسئول پذیرش یا فردى باشند که به مشتریان خود خدمات مناسبى را ارائه مى‌دهند. بالاخره افرادى که شکل مورد علاقه‌شان منحنى است همیشه ایده‌هاى تازه دارند و بطور مثال براى کار در شرکتهاى تبلیغاتى مناسبند.

 

منبع:

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-browse_categories.php?find=&deep=off&parentId=600&offset=30&sort_mode=name_asc&SSOReturnPage=Check&Rand=0


 

نوشته شده توسط حسین در یکشنبه 1388/02/13 ساعت موضوع | لینک ثابت


فرهنگ و شخصیت

دید کلی

بنا بر یک برداشت نادرست همگانی برخی از اعضای جامعه ، فرهنگ دارند و برخی بی‌فرهنگ هستند. و باز بنابر یک برداشت نادرست همگانی دیگر برخی افراد شخصیت دارند و برخی بی‌شخصیت هستند. اما دیدگاه علمی همه افراد را هم دارای فرهنگ و هم دارای شخصیت می‌داند. در تعریف از فرهنگ گفته می‌شود که فرهنگ عبارت از مجموع ویژگیهای رفتاری و عقیدتی اکتسابی اعضای یک جامعه خاص است. و در تعریف از شخصیت گفته می‌شود که شخصیت عبارت از مجموع ویژگیهای رفتاری و روانی هر یک از افراد است. شاید به جرات بتوان گفت که فرهنگ در علوم جامع شناسی به همان اندازه مهم و قابل بحث است که شخصیت در علوم روانشناسی.

تاثیر فرهنگ روی شخصیت

انسان از لحظه‌ای که متولد می‌شود و در ارتباط با محرکهای مختلف قرار می‌گیرد از عوامل مختلفی تاثیر می‌پذیرد. مهمترین دسته از این عوامل در کنار عوامل ارثی و ژنتیک عوامل محیطی هستند. عوامل محیطی شامل محیط اقتصادی ، محیط جغرافیایی و محیط فرهنگی و ... افراد می‌شود. عوامل فرهنگی همواره در مبحثهای مختلف روانشناختی و بویژه شخصیت ، رشد و شکل گیری آن حائز اهمیت بوده است. تحقیقات مختلف جامعه شناختی و روانشناختی نشان می‌دهد ویژگیهای فرهنگی یک جامعه تفاوتهای شخصیتی بارزی را در میان افراد آن جامعه در مقایسه با سایر جوامع ایجاد می‌کند.

در برخی فرهنگها ویژگیهای شخصیتی چون برون گرائی شکل می‌گیرد و در برخی جوامع فرهنگی ویژگی درون گرائی. برخی فرهنگها هیجان پذیری را به عنوان ویژگی شخصیتی در افراد خود شکل می‌دهند و برخی فرهنگهای دیگر آرامش و دوری از هیجان خواهی را . برخی فرهنگها شخصیتهای عاطفی‌تر را تربیت می‌کنند و برخی فرهنگها عاطفی بودن افراد خود را محدود و کنترل می‌کنند.

علاوه بر تاثیر فرهنگ در یک سطح کلی مثلا فرهنگ یک جامعه گسترده در مقایسه با جوامع دیگر می‌توان از تاثیر فرهنگ بر شخصیت در مقیاسهای کوچکتر نیز صحبت کرد. در یک جامعه واحد طبقات مختلف ، اقشار مختلف ، مشاغل مختلف و حتی مناطق مختلف خرده فرهنگهای خاص خود را دارند. بطوریکه ویژگیهای شخصیتی افراد متعلق به هر یک از این طبقات ، اقشار ، مشاغل و مناطق می‌تواند متفاوت از بقیه باشد. تحقیقات متعدد شیوع شخصیتهایی که گرایش به بزهکاری و رفتارهای ضد اجتماعی دارند را در مناطق پایین از لحاظ اقتصادی ، فرهنگی و طبقاتی بیشتر از سایر مناطق گزارش می‌کنند.

تاثیر شخصیت بر فرهنگ

جامعه شناسان معتقدند همانطور که شخصیت افراد از فرهنگ آن منطقه ، جامعه یا طبقه تاثیر می ‌پذیرد. تاثیرات متقابلی به صورتی ظریف و پیچیده در فرهنگ می‌گذارد. شخصیتهایی که دگرگونیهای فرهنگی را رهبری می‌کنند یا ثبات و استحکام فرهنگی را موجب می‌شوند.

تغییر فرهنگ و شخصیت

تغییرات فرهنگی ، دگرگونی فرهنگها از مسایل مورد بحث رایج در علوم جامعه شناختی هستند. از این رو بسیار احتمال دارد که فرد در مواجهه با تغییرات فرهنگی قرار گیرد. زمانی که فرهنگ یک جامعه بنا به دلایل مختلف مثل تاثیر پذیری از عوامل اجتماعی ، اقتصادی و ... تغییر پیدا می‌کند. یا فرد به صورت ارادی یا غیر ارادی در فرهنگی متفاوت از فرهنگ خود قرار می‌گیرد مثل مهاجرت و ... چه تغییراتی از لحاظ شخصیتی در او اتفاق می‌افتد؟

براساس نظریات مختلف واکنشهای افراد در قبال این تغییرها معمولا متفاوت و متاثر از ویژگیهای فردی یا شخصیت آنهاست. برخی افراد به راحتی این تغییرات را پذیرفته و تغییراتی در شرایط زندگی خود ایجاد می‌کنند،برخی در مقابل این تغییرات شدیدا مقاومت نشان می‌دهند و برخی ناراحتیها و مشکلاتی را تجربه می‌کنند.برخی از این تغییرات فرهنگی به صورتی ظریف و بدون آگاهی کامل فرد اتفاق می‌افتند و طبعا تاثیرات آهسته و ظریفی را در شخصیت فرد به جای می‌گذارند. برخی شخصیتها در مقابل تغییرات فرهنگی انعطاف پذیرتر هستند که البته این انعطاف پذیری به عنوان یک ویژگی شخصیتی در سایر حوزه‌های زندگی آنها نیز قابل مشاهده است.

فرهنگ ، تعلیم و تربیت و شخصیت

فرهنگ نفوذ عمیقی روی شیوه‌های تعلیم و تربیت یک جامعه دارد. برنامه‌های تعلیم و تربیتی علاوه بر تاثیر از برنامه‌های دیگر جامعه (اقتصادی ، سیاسی و ...) در چارچوب فرهنگی طرح ریزی و اجرا می‌شوند. با توجه به این که هدف تعلیم و تربیت ، رشد شخصیتهای یک جامعه است. روشن است فرهنگ با سایه‌ای که روی برنامه‌های تعلیم و تربیت می‌گستراند شکل گیری و تربیت شخصیتهای جامعه را متاثر می‌سازد. برخی برنامه‌های تعلیم و تربیتی و حتی توصیه‌های روانشناختی قابل اجرا در تمامی فرهنگها نیستند. بر این اساس متخصصان تعلیم و تربیت و روانشناسان هر جامعه یافته‌های سایر جوامع را در زمینه‌های مختلف تعلیم و تربیت ، شخصیت و ... بر اساس فرهنگهای جامعه خود مورد بررسی قرار می‌دهند. حتی آزمونهای شخصیتی قبل از اجرا در جوامع مختلف باید با هنجارهای فرهنگی آن جامعه سازگار گردد.

منبع:

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-browse_categories.php?find=&deep=off&parentId=600&offset=30&sort_mode=name_asc&SSOReturnPage=Check&Rand=0


 

نوشته شده توسط حسین در یکشنبه 1388/02/13 ساعت موضوع | لینک ثابت


معجزات ریاضی قرآن

يکى از بزرگترين معجزات [۷۴:۳۵]



پديده بى نظيرى که در قرآن وجود دارد، در هيچ کتاب نوشته دست بشر يافت نميشود. هر يک از عناصر قرآن داراى ترکيبى است رياضى: سوره ها، آيات، لغات، تعداد حروف، تعداد کلمات هم خانواده، تعداد و انواع اسم هاى الهى، طرز نوشتن بعضى لغات، عدم وجود يا تغيير عمدى بعضى حروف در بعضى لغات و بسيارى از عوامل ديگر قرآن بغير از محتوياتش، همگى داراى ترکيبى خاص هستند. سيستم رياضى قرآن دو جنبه مهم دارد: (۱) انشاء رياضى، و(۲) ساختمان رياضى قرآن که شامل شماره سوره ها و آيات است. بخاطر اين کد رياضى جامع، کوچگترين تغيير در متن يا ساختمان ترکيبى قرآن، بلافاصله آشکار ميشود.
بسادگى قابل درکغير قابل تقليد
براى اولين بار در تاريخ، ما کتابى داريم با اثبات نويسندگى الهى_ ترکيب رياضى ماوراء انسانى.

خوانندگان اين کتاب به آسانى ميتوانند معجزه رياضى قرآن را بررسى کنند. کلمه خدا (الله) در سراسر قرآن با حروف بزرگ و پر رنگ نوشته شده است. در گوشه سمت چپ پايين هر صفحه، مجموع تعداد دفعاتى که کلمه "خدا" از ابتداى قرآن تا آن صفحه تکرار شده است، نوشته شده. شماره نوشته شده در گوشه سمت راست پايين صفحه، مجموع شماره آياتى است که کلمه "خدا" در آنها تکرار شده است. آخرين صفحه کتاب، يعنى صفحه ۶۰۴، جمع کل تعدد تکرار کلمه "خدا" را در قرآن نشان ميدهد که ۲۶۹۸ مرتبه است، يا ۱۴۲۱۹. مجموع شماره آياتى که دارى کلمه "خدا" است، ميشود ۱۱۸۱۲۳، اين عدد هم بر ۱۹ قابل قسمت است: (۱۱۸۱۲۳=۱۹۶۲۱۷).
عدد نوزده مخرج مشترک سراسر سيتم رياضى قرآن است.
اين پديده بتنهايى اثبات غير قابل تقليدى است که نشان ميدهد قرآن پيغام خدا است به دنيا. هيچ بشرى نميتوانسته حساب ۲۶۹۸ تکرار کلمه "خدا" و تعداد شماره آياتى را که کلمه "خدا" در آنها تکرار شده است، داشته باشد. اين پديده خصوصا غير ممکن است وقتيکه در نظر داشته باشيم :(۱) که قرآن در زمان جهالت و نادانى آشکار شد، و (۲) سوره ها و آيات وحى شده از نظر زمان و مکان وحى با هم فاصله بسيارى داشتند. ترتيبى که سوره ها و آيات در ابتدا فرستاده شد، بکلى با آخرين ترتيب قرار گرفتن شان (ضميمه ۲۳) فرق داشت. اما، سيستم رياضى قرآن تنها به کلمه "خدا" محدود نيست؛ بلکه بسيار گستره، بسيار پيچيده، و کاملا جامع است.
حقايق ساده

مانند خود قرآن، کد رياضى قرآن از بسيار ساده تا بسيار مشکل تغيير ميکند. حقايق ساده مشاهداتى است که بدون هيچ وسايلى ميتوان آنها را بررسى کرد. حقايق پيچيده به کمک ماشين حساب يا کامپيوتر قابل رويت است. بررسى حقايق زير به هيچ وسيله اى احتياح ندارد، اما خواهشمند است بخاطر داشته باشيد که همه اينها به متن عربى اصلى اشاره دارد:

۱. اولين آيه (۱:۱)، معروف به "بسم الله، شامل......................۱۹ حرف است.
۲. قرآن داراى ۱۱۴ سوره است که ميشود................................۱۹*۶ .

۳. مجموع آيات در قرآن ۶۳۴۶ است که ميشود......................۱۹*۲۳۴ .

[۶۲۳۴ آيه شماره گذارى شده است و ۱۱۲ آيه (بسم الله) شماره گذارى نشده است که ميشود ۶۲۳۴ =۱۱۲+۶۲۳۴] توجه کنيد که ۶+۴+۳+۶ ميشود...........۱۹ .

۴. بسم الله ۱۱۴ مرتبه تکرار شده است، با وجود غيبت مرموز آن در سوره ۹ (درسوره ۲۷ دو بار تکرار شده است ) و ۱۱۴ = ..................................۱۹*۶ .

۵. از غيبت بسم الله در سوره ۹ تا بسم الله اضافى در سوره ۲۷، دقيقا.......... ۱۹ سوره است.

۶. مجموع شماره سوره ها از ۹ تا ۲۷ (۲۷+۲۶+......+۱۲+۱۱+۱۰+۹) = ۳۴۲ يا ............۱۹*۱۸.

۷. اين مجموع (۳۴۲) همچنين مساوى است با مجموع کلمات بين دو بسم الله سوره ۲۷، و ۳۴۲ =.................................۱۹*۱۸.

۸. اولين آيات معروفى که اول وحى شد (۵-۱:۹۶) شامل ...........۱۹ کلمه است.

۹. اين اولين وحى ۱۰ کلمه اى، داراى ۷۶ حرف است ..................۱۹* ۴.

۱۰. سوره ۹۶ که از نظر ترتيب زمانى اولين سوره است، داراى ..........۱۹ آيه است.

۱۱. اين اولين سوره از نظر ترتيب زمانى، از آخر قرآن ...............۱۹ همين است.

۱۲. سوره ۹۶ شامل ۳۰۴ حرف عربى است، و ۳۰۴ ميشود............۱۹*۱۶.

۱۳. آخرين سوره فرستاده شده(سوره ۱۱۰) شامل................۱۹ کلمه است.

۱۴. اولين آيه از آخرين سوره وحى شده (۱:۱۱۰) شامل ........۱۹ حرف است.

۱۵. ۱۴ حرف مختلف عربى، ۱۴ "پاراف قرآنى" مختلف (مانند ا . ل. م، از ۲:۱) را تشکيل ميدهند که در ابتداى ۲۹ سوره قرار دارند. مجموع اين اعداد ميشود ۱۴+۱۴+۲۹=۵۷ يا

 ۱۹*۳.

۱۶. مجموع ۲۹ سوره اى که "پارافهاى قرآن" در آنها آمده است ميشود:

۸۲۲=۶۸+۵۰+..........+۷+۳+۲، و ۸۲۲+۱۴ (۱۴ مجموعه پارافها) ميشود ۸۳۶، يا ۱۹*۴۴.

۱۷. بين اولين سوره پاراف دار(۲) و آخرين سوره پاراف دار (۶۸)، ۳۸ سوره بدون پاراف وجود دارد.........................۱۹*۳۸.

۱۸. بين اولين و آخرين سوره هاى پاراف دار...................۱۹ مجموعه پاراف دار و بدون پاراف وجود دارد.

۱۹. ۳۰ عدد مختلف در قرآن تکرار شده است: ۱،۲،۳،۴،۵،۶،۷،۸،۹،۱۰،۱۱،۱۲، ۱۹،۲۰،۳۰،۴۰،۵۰،۶۰،۷۰،۸۰، ۹۹،۱۰۰،۲۰۰،۳۰۰،۱۰۰۰،۲۰۰۰،۳۰۰۰،۵۰۰۰،۵۰۰۰۰، ۱۰۰۰۰۰، مجموع اين اعداد ميشود ۱۶۲۱۴۶، که ميشود ......۱۹*۸۵۳۴.
پاراف قرآنى " ق "

اصلاعات کامپيوترى نشان داد که تنها سوره هايى که پاراف "ق" دارند، ۴۲ و ۵۰، هر دو داراى تعداد مساوى "ق" هستند، ۵۷ و ۵۷. اين اولين اشاره بود که نشان ميداد سيستم رياضى سنجيده اى در قرآن وجود دارد.

اسم سوره ۵۰ "ق" است و با "ق" شروع ميشود، و اولين آيه اينطور خوانده ميشود، "ق و قرآن مجيد." اين نشان ميدهد که "ق" نمانيده "قرآن" است و مجموع "ق" ها در هر دو سوره پاراف دار "ق" نشان دهنده ۱۱۴ سوره قرآن است (۶۱۹ = ۱۱۴ = ۵۷+ ۵۷). اين عقيده با اين واقعيت که کلمه "قرآن" در قرآن ۵۷ مرتبه تکرار شده است محکم تر شد.

قرآن در سوره "ق" بعنوان "مجيد" توجيه شده است، و کلمه عربى "مجيد" مقئار عدديش ميشود : ۵۷ = (۴)د + (۱۰) ى + (۳) ج + (۴۰) م.

سوره ۴۲ داراى ۵۳ آيه است، و ۵*۱۹ = ۹۵ = ۵۳ + ۴۲.

سوره ۵۰ داراى ۴۵ آيه است، و ۹۵= ۴۵+۵۰ ، همان مجموع در سوره ۴۲ است. با شمردن "ق" ها در همه آيات شماره "۱۹" در سراسر قرآن، مجموع ميشود ۷۶ يا ۴*۱۹. خلاصه اصلاعات مربوط به "ق" در زير نوشته شده است:



۱. تعداد تکرار "ق" در سوره "ق" در سوره "ق" (شماره ۵۰) ۵۷ مرتبه است، ۳*۱۹.

۲. حرف "ق" در سوره ديگر پاراف دار-ق ميشود ۱۱۴ که مساوى تکرار شده است، ۵۷.

۳. مجموع تکرار "ق" در دو سوره پاراف دار-ق ميشود ۱۱۴ مه مساويست با تعداد سوره هاى قرآن.

۴. "قرآن" در قرآن ۵۷ مرتبه تکرار شده است.

۵. توجيه قرآن بعنوان "مجيد"، به تعداد تکرار حرف "ق" در هر يک از سوره هاى پاراف-ق مربوط ميشود، مقرار عددى کلمه "مجيد" ۵۷ است.

۶. سوره ۴۲ داراى ۵۳ آيه است، و ۴۲+۵۳ ميشود ۹۵، يا ۵ *۱۹.

۷. سوره ۵۰ داراى ۴۵ آيه است، و ۵۰+۴۵ هم ميشود ۹۵، ۵ *۱۹.

۸. تعداد "ق" ها در همه آيات شماره "۱۹" در سراسر قرآن ميشود ۷۶، يا ۴*۱۹.
نشانه هايى از انشاء رياضى قرآن پديدار شد. براى مثال، مشاهده شد که مردميکه به لوط کافر شدند، در آيه ۱۳:۵۰ آمده است و در همه قرآن ۱۳ مرتبه تکرار شده است- ۷:۸۰؛ ۸۹، ۷۴، ۱۱:۷۰؛ ۲۱:۷۴؛ ۲۲:۴۳؛ ۲۶:۱۶۰؛ ۵۶، ۲۷:۵۴؛ ۲۹:۲۸؛ ۳۸:۱۳؛ ۵۰:۱۳؛ و ۵۴:۳۳. همه جا به آنها بعنوان "قوم" اشاره شده است، بجز يک استثناء در سوره پاراف دار-ق ۵۰، جاييکه به آنها بعنوان "اخوان" اشاره شده است. واضح است که اگر کلمه ق- دار "قوم" استفاده شده بود، شمارش حرف "ق" در سوره ۵۰ ميشد ۵۸، و اين پديده بکلى از بين ميرفت. صحت و دقت مطلق رياضى طورى است که تغيير تنها يک حرف، اين سيستم را بکلى از بين ميبرد. مثال ديگرى در همين رابطه اشاره به مکه است در آيه ۳:۹۶ بعنوان "بکه"! ديکته عجيب اين شهر معروف، قرنها مساله طلاب مسلمان بوده است. اگر چه مکه در قرآن آيه ۴۸:۲۴ درست ديکته شده است، بجاى حرف "م" در آيه ۳:۹۶ حرف "ب" بکار برده شده است. معلوم ميشود که سوره ۳ با پاراف "م" شروع ميشود، و اگر "مکه" در آيه ۳:۹۶ صحيح ديکته شده بود، شمارش حرف "م" با کد رياضى قرآن مغايرت پيدا ميکرد.


نکته اى تاريخى

اين کشف مهم که عدد "۱۹" مضرب مشترک قرآن است، در ژانويه سال ۱۹۷۴ حقيقت گرفت که مصادف شد با ذيحجه سال ۱۳۹۳ هجرى. قرآن در سال ۱۳ قبل از هجرت وحى شد. به اين نتيجه ميرسيم که تعداد سالهاى از تاريخ وحى قرآن، تا تاريخ وحى معجزه قرآن، ميشود ۱۴۰۶=۱۳+۱۳۹۳. همانطوريکه در بالا اشاره شد، معجزه قرآن در ژانويه سال ۱۹۷۴ آشکار شد. نکته جالب اینجاست که حاصلضرب ۱۹*۷۴ برابر با ۱۴۰۶ می شود. اين مساله بخصوص زمانی قابل توجه است که متوجه شويم  عدد "۱۹" در سوره ۷۴ آمده است .

جهت کسب اطلاعات جامعتر به آدرس زیر مراجعه نمایید:

http://www.efarsi.org/quran/apx01.html


 

نوشته شده توسط حسین در یکشنبه 1388/02/13 ساعت موضوع | لینک ثابت


میرحسین موسوی
This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting