آنچه انسانها را از پای در می آورد
رنجها و سرنوشت نا مطلوبشان نیست
بلکه بی معنا شدن زندگی است که مصیبت بار است
و معنا تنها در لذت و شادمانی نیست
بلکه در رنج و مرگ هم میتوان معنایی یافت.
دکتر ویکتور فرانکل
زندگی را نفسی ارزش غم خورن نیست ، و دلم بس تنگ است ، بی خیالی سپر هر درد است ، باز هم می خندم ، آنقدر می خندم که غم از روی رود .
سال نو می شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند
و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره…من…تو…ما…
کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟…پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟…
زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و
چون همیشه امیدوار
سال نومبارک…
پیام نوروز این است.دوست داشته باشید و زندگی کنید.زمان همیشه از ان شما نیست . . .
نوروز ایین رفاقت را نگاهبانی می کند که باور کنیم قلبهامان جای حضور دوستانمان هستند.

در روزهای پایانی سال كارهای خانه قدری متفاوت به نظر میرسد. شاید از همان زمان كه خانهتكانی شروع میشود، بتوان این دگرگونی را احساس كرد. تحولی كه به پیشواز نو شدن سال و دگرگونشدن چهره زمین و زمان میرود.
خوب است همه ما كه در یك چهاردیواری زندگی میكنیم، با این جریان همراه شویم و هر یك گوشهای از این كار را بر دوش بگیریم تا با همدلی و همكاری كارهای این روزها به خوبی و خوشی پایان یابد.
حتما
رفت و روب و تمیزكردن خانه شما هم كمكم رو به پایان است. خانهتكانی هر
چند
خستهكننده و نسبتا طولانی است، ولی چون مژده آمدن عید نوروز را با خود به
همراه
میآورد، به نوعی شیرین هم هست.
حتما تا به حال به فكر سور و سات عید و سفره هفتسین هم بودهاید؛ سبزه پشت
پنجره
هم كه قطعا رشد كرده و آماده گذاشتن روی سفره است. البته بعضیها هم سبزه
آماده را
از فروشگاهها میخرند.
سلیقهها در نوع سبزه هم متفاوت است؛ بعضی گندم و گروهی دیگر عدس یا ماش
سبز
میكنند كه هر كدام از اینها زیبایی خاص خود را دارد. ظرفهای سر سفره هم
داستان
خودش را دارد؛ بعضی خانوادهها عادت دارند هر سال ظروف جدیدی برای تزئین
سفره
هفتسین خریداری كنند و برخی دیگر با ظروفی كه در خانه دارند، این سفره را
به
زیبایی آرایش میدهند.
هر كدام از این روشها كه انتخاب شود، یك نكته در همه جا احساس میشود؛
انداختن
سفره هفتسین و تزئین آن، كاری سنتی و زیباست كه تمام افراد خانواده باید
در آن
دخیل باشند.
پس شما
هم امسال سفرهای زیبا پهن كنید؛ زیباترین پارچهای كه در خانه دارید؛ سفره
ای
رنگارنگ یا خاتم اصفهان یا ترمه یزد یا... پیش از هر چیز روی آن یك جلد
قرآن
بگذارید. یك جام آیینه و یك ظرف آب كه درون آن یك یا چند ماهی در حال بازی
هستند هم
باید بالای سفره بنشینند. چند ظرف زیبا (یادتان باشد كم اهمیتترین نكته،
قیمت
آنهاست) كه معمولا در تمام خانهها یافت میشود آماده كنید؛ به عنوان مثال
اگر ظروف
بستنی خوری در خانه دارید آنها را روی سفره هفتسین بگذارید و همرنگ سفره
روبانهایی
تهیه كنید و دور پایه ظرفها ببندید تا جلوه بیشتری به آنها بدهد سپس
هفتسینتان
را درون آنها بگذارید. همان سینهایی كه همیشه و همه ساله روی سفره عید ما
جا دارند.
سنجد كه نماد عشق است؛ سیر نماد سلامتی و تندرستی؛ سركه نشان صبر و شكیبایی
و سیب
نماد عشق و زایش؛ سمنو یعنی بركت و فراوانی؛ سماق سمبل طلوعی جدید در سالی
جدید؛
سكه هم كه معنای فراوانی روزی میدهد و سبزه که خرمی و شادابی را به همراه
دارد.
یادتان
نرود سبزه را هم با روبانی همرهنگ و زیبا تزئین كنید، سپس روی سفره
بگذارید. تخممرغهای
رنگ شده را هم در ظرف یا سبدی بگذارید. تقریباً سفره هفتسین شما آماده
است. فقط از
كمی دورتر نگاهی به سفره بیندازید و ببینید چیزی كم نباشد ...
البته
بعضی خانوادهها رسم دارند چیزهای دیگری هم روی سفره بگذارند مثلاً ظرفی
میوه یا یك
كاسه كوچك برنج. راستی شمع هم فراموش نشود. یك شمع رنگی كه با سفره شما
هماهنگ باشد.
البته در این مورد هم تنوع سلیقه وجود دارد؛ بعضی خانمها به تعداد
فرزندانشان شمع
روی سفره هفتسین میگذارند.
هر
كاری برای این سفره میكنید، یك نكته یادتان باشد؛ مهم نیست كه سفره شما در
تمام
فامیل و دوستان تك باشد. همچنین مهم نیست كه گرانترین یا ارزانترین سفره
هفتسین
را چیدهاید؛ مهم همدلی و صفایی است كه بین ساكنان خانه و در كنار این سفره
به وجود
میآید. سفره هفتسین میتواند خیلی ساده باشد و در عین حال بسیار زیبا.
عید نوروز
عید زیباییهاست. حالا كه سخن از زیبایی شد، اگر توانستید یك شاخه گل هم
روی سفره
هفتسین خود بگذارید. شاید به همان رسم قدیمی شاخهای سنبل زیبا و معطر.
سرخی تو ازما و زردی ما ازتو
چهارشنبه سوریتون مبارک!!
امیدوارم که امشب همه ی کینه ها رو تو آتیش بسوزونین
تا
خوبی ها ودوستی ها از نو متولد بشن!!
درخشش چشمات ..
سوزانندگی لبهات..
داغی عشقت
از رو آتیش میپرم
دوستت دارم آتیش پاره چهارشنبه سوری مبارک
چهار شمع به آرامی می سوختند، محیط آن قدر ساکت بود که می شد صدای صحبت آنها را شنید.اولین شمع گفت: « من صلح هستم، هیچ کس نمی تواند مرا همیشه روشن نگه دارد. فکر می کنم که به زودی خاموش شوم. هنوز حرف شمع صلح تمام نشده بود که شعله آن کم و بعد خاموش شد. » شمع دوم گفت: « من ایمان هستم، واقعا انگار کسی به من نیازی ندارد برای همین من دیگر رعبتی ندارم که بیشتر از این روشن بمانم . » حرف شمع ایمان که تمام شد ،نسیم ملایمی وزیدو آن را خاموش کرد. وقتی نوبت به سومین شمع رسید با اندوه کفت: « من عشق هستم توانایی آن را ندارم که روشن بمانم، چون مردم مرا به کناری انداخته اند و اهمیتم را نمی فهمند، آها حتی فراموش کرده اند که به نزدیکترین کسان خود محبت کنند و عشق بورزند. » پس شمع عشق هم بی درنگ خاموش شد . کودکی وارد اتاق شد و دید که سه شمع دیگر نمی سوزند. او گفت: « شما که می خواستید تا آخرین لحظه روشن بمانید، پس چرا دیگر نمی سوزید؟» چهارمین شمع گفت: « نگران نباشد، تا وقتی من روشن هستم، به کمک هم می توانیم شمع های دیگر را روشن کنیم. من امید هستم. » چشمان کودک درخشید، شمع امید را برداشت و بقیه شمع ها را روشن کرد. بنابر این شعله امید هرگز نباید خاموش شود. ما باید همیشه امید و ایمان و صلح و عشق را در وجود خود حفظ کنیم.
دوباره برخیز،فردا زیباتراست

تلقی از شکست با هدف گزینی گره خورده است. اگر هدف فراتر از توانایی باشد و فرد دچار قضاوت بیمارگونه نسبت به توانمندی های خودش شده باشد، طبیعی است که شکست خواهد خورد. اما اگر اهداف، متناسب با توانایی ها و انگیزه فرد باشد، وی می تواند با به کارگیری تمام توان به خواسته هایش برسد.
از طرف دیگر برخورداری از برخی توانمندی ها نیز در جلوگیری از شکست بسیار موثر است. مثلا داشتن توانایی مهارت در تصمیم گیری و به دنبال آن و در راستای حل مساله، مدیریت زمان می تواند تاثیر چشم گیری در جلوگیری از بروز شکست داشته باشد، چراكه با برخورداری از تصمیمهای درست و بهنگام میتوان از زمان، بهرهبرداری بیشتر و بهتر كرد.
همچنین نگرش و بینش فرد در چگونه تصمیم گرفتن، نقش مهم و بنیادینی در موفقیت و یا شکست دارد. هنگامی كه آدمی تصویری مثبت و سازنده از خودش داشته باشد، بهتر تصمیم میگیرد. برای چیره شدن بر ناامیدی و یأس باید احساسات و اندیشههای منفی را مهار زد و احساسات و اندیشههای مثبت و نیكو را جایگزین کرد؛ چراكه احساسات و اندیشههای منفی از بزرگترین موانع تصمیمگیری درست هستند. مدیریت زمان هنگام تصمیمگیری اهمیت فراوان دارد. اگر در زندگی از ساختار منظم ذهنی برخوردار باشیم، بالاخره میتوانیم برای هر مساله و مشكلی در زندگی راه حلی پیدا كنیم.
به خاطر داشته باشید که واکنش و تلقی افراد نسبت به شکست کلیدی ترین نکته در ادامه موفقیت ها یا شکست های افراد است. تلقی بیمارگونه از موفقیت که همراه با هزاران «باید» است فقط آن ها را از خواسته هایشان دور می کند. این عبارت که «من باید به همه اهدافم برسم» علاوه بر ایجاد فشار روانی بر ذهن فرد باعث سرزنش و تحقیر خود، احساس ناامیدی و یاس می شود که همگی سلامت روانی فرد را به شدت به خطر می اندازند.تلقی فرد پس از تجربه شکست در رسیدن به موفقیت نقش اساسی دارد.
در حقیقت موفقیتها و شکستها در طی سالیان، ما را از لحاظ روحی- روانی محکم و قوی می کند. موفقیت بدون مواجه شدن با موانع و مشکلات مثل زدن گل به دروازه ای است که هیچ دروازه بانی در آن قرار ندارد. در حقیقت این امر احساسات منفی مانند منیت و تکبر را به دنبال خواهد داشت. شکست و پیروزی در ذهن ماست کگه معنا و مفهوم می یابد لذا زمانی که دچار شکست می شویم به جای آنکه زمانی را صرف غم و اندوه و شماتت خود، باید به برنامه ریزی برای غلبه بر شکست بپردازیم و ذهن خود را فعال، باز و انعطاف پذیر نگهداریم.
در ادامه برخی پیشنهادات دیگر در زمینه مهار شکستها ارایه می گردد:
** آمادگی برای رفتن سراغ هدف دیگر در صورت شکست در هدف اول همیشه ارزشمند است. همیشه در زندگی خود گزینه ای جایگزین داشته باشید. دنبال کردن چند هدف متفاوت از بروز درد و رنج شکست می کاهد. داشتن بیش از یک تخصص و مهارت، امکان یاس و ناامیدی در زندگی را کاهش می دهد. اگر یک شغل یا حرفه شما را شکست می دهد می توانید به دنبال جایگزین دیگری باشید. ضمن اینکه در بهبود شرایط مالی شما نیز موثر خواهد بود.
** با مبارزهجویی و برگزیدن اهداف معنادار و كوشش در راستای دستیابی به آنها، خودکارآمدی تان را افزون كنید.
** به آموزه (تجربه) شكست، بهعنوان فرصت و شانسی برای افزایش تواناییهای خودتان بهره جویید و از نتیجهگیریهای خودشكنانه پرهیز كنید.

** گاهی علی رغم تلاش سخت و مجدانه شما، به موفقیت نمی رسید.لذا از این واقعیت که از زیر کار شانه خالی نکرده اید برای تسلی و آرامش خود بهره بگیرید. شما تلاش خود را کردید اما برخی چیزها آن طور که انتظار می رفت پیش نرفت. شما در آینده پشیمان نخواهید شد و نخواهید گفت اگر فلان کار را می کردم موفق می شدم. اگر می توانید دوباره تلاش کنید. آخر سر اگر هیچ کاری نکرده باشید حداقل یک روش مفید پیش پای دیگران قرار داده اید که از تجربیات شما استفاده کنند و آنها را دوباره تکرار نکنند. گاهی اوقات خواسته ها در حد آرزو و رویا باقی می ماند این واقعیت زندگی است پس آن را بپذیرید و به جلو حرکت کنید.
** گاهی شما به دلیل شکستهای قبلی دلسرد می شوید و در نزدتان هیچ گذشته و آینده ای وجود ندارد. همه چیز امروز در حال وقوع است بنابراین قبل از اینکه امروز را به دیروز بسپارید هر چه می توانید تلاش کنید. بدون تلاش و کوشش به دنبال خوش شانسی و بخت و اقبال و معجزه نباشید شکست شما را یک قدم به موفقیت نزدیک تر می کند. انیشتن در این زمینه می گوید:" از دیروز درس بگیر، برای امروز زندگی کن و آرزومند آینده باش!"
** تخصیص زمانی برای استراحت، بازیابی و کسب انرژی تازه به ذهن و جسم بسیار مهم است. سپری کردن اوقاتی با خانواده، دوستان و یا سیستمهای اجتماعی احساسات را پایدار می سازد و تغییرات مثبتی در افق دیدتان پدید می آورد. خانواده نقش مهمی در تضمین فعال ماندن شما و باز گشتن به میدان مبارزه ایفا می کند. همسر شما فقط در موفقیتها شریک شما نیست بلکه در شکستها هم کنارتان است. او باید نقش سازنده برای شما ایفا کند و مرتبا خاطرات تلخ گذشته را یادآوری نکند.
** از گذشته بیاموزید. بیشتر افراد شکستهایشان را فقط به آنچه تجربیات می نامند نسبت می دهند اما این فقط یک بهانه است. بدون اطلاع از نتایج و پیامدها شروع به هیچ کاری نکنید! ابتدا یادبگیرید سپس راه را طی کنید.
** گریه کنید. البته ممکن است این کار کاملا دردناک باشد و به ظاهر به شما صدمه بزند اما نتیجه کار برای جسم و روح شما بسیار لطیف و مطلوب خواهد بود. خجالت نکشید و نگویید که یک انسان بالغ گریه نمی کند برعکس انسانهای واقعی و معقول گریه می کنند.
** ببخشید و فراموش کنید. این یکی از سخت ترین کارهای ممکن است. اما در این زمینه تلاش کنید تا به یقین ببینید که دادن شانس دوباره به افراد و حتی خودتان چقدر ارزشمند است. از آنهایی که در حق شما کوتاهی کرده اند بگذرید.
** بخندید. خودتان را تنها در یک نقطه بسیار دوردست و دوست داشتنی، در یک آرزوی خیلی شیرین، در کنار کسی که او را دوست دارید و در حال انجام هر آنچه که واقعا برای خودتان آن را انجام می دهید تصور کنید و به خاطر آن لبخند بزنید.
«دعوا نمک زندگیه» مطمئنا این جمله قدیمیها تا ابدالدهر ما بهازای خارجی دارد.

با گسترش تکنولوژی در زندگی انسانها، دلمشغولیها و دغدغههای آنان نیز وسعت یافته و در نتیجه زمینه برای تهییج مشاجره فراهم میشود تا جاییکه فرد را دچار روزمرگی میکند و سبب میشود تا محور کارهایش بر این مبنا قرار گیرد که باعث مشاجره و دعوا نشود! از سویی فرد باید ضمن تحت پوشش قرار دادن امورات خود، یک تعادل منطقی را با دیگر اعضای خانواده و خواستههایشان فراهم آورد تا بتوانند به موازات هم، برخورد فکری با یکدیگر نداشته باشند. در این نوشتار به برخی از مهمترین علل مشاجرات خانوادهها و راهکارهای برون رفت از آن اشاره خواهیم کرد:
مشکلات مالی
بر رأس هرم مشاجرات خانوادگی در اکثر خانوادهها، ردپایی از معضلات مالی دیده میشود. خانوادهای که مشکل مالی دارد، بالطبع دچار هجمههای روحی - روانی نیز میشود و شخصیتش مختل میشود. این مشکلات (مالی)سیطره خود را بر تمامی اعضای خانواده قرار داده و آنها را به نوعی، درگیر خود میکند؛ حتی کودکان خردسال نیز از این وضع مصون نیستند.
بالا بودن انتظارات
انتظار زیاد هم میتواند مالی باشد و هم درونی. اگر در بحث مالی، فرد انتظارش را بالا ببرد، زندگی آن خانواده دستخوش تلاطم خواهد شد. بسیاری از زندانیان چک، قرض بالا آوردهها و کسانیکه بهطور ناخواسته درگیر کارهای نامشروع شدهاند، برای رسیدن به آن انتظار کاذبی بوده، که یا خود آنرا بهوجود آورده بودهاند و یا از طرف همسر یا فرزندانشان مجبور به انجام آن شدهاند. انتظار در شکل درونی مشتمل بر غرور فردی است.
هر کسی حق دارد انتظارات بجا و مناسبی از خود و خانوادهاش داشته باشد اما همینکه دایره شمول این انتظارات از جنبه منطقیاش خارج شود، شکل مناسبی نخواهد گرفت. در زندگی مشترک ممکن است در اثر مشاجرات و بگو مگوهای زوجین، خاطر طرفین مکدر شود اما بارها دیده شده است که مثلا زن بهخاطر یک حرف ناپسندی که شوهرش حین درگیری به وی نسبت داده، چه بسا تقاضای طلاق نیز میکند! و این فرایند در اثر همان انتظارات کاذبی است که شخص در آستانه ورود به زندگی متأهلی خود، آنها را دستپرورده منطق نکرده است.
چشم و هم چشمی
شاید ابتدا شبیه یک شوخی یا نکته جالب باشد اما در گذر زمان جدی میشود و در مشاجرات زناشویی بهعنوان اهرمی جهت سرکوفت به طرف مقابل به شمار میرود. در چنین وضعیتی، شخص بیتوجه به پارامترها و ظرفیتهای دو خانواده و مناسباتی که بین آنها حکمفرماست، اقدام به مقایسه میکند و کمبودهای خود را به شکلی کاملا جدی مطرح میکند.
عدمشناخت زوجین از یکدیگر
هر فردی دارای خصایل و رفتارهای بهخصوصی است که ریشه بسیاری از این رفتارها به فطرت برمیگردد که غیرقابل تغییر است. وقتی شما از همسرتان تقاضا میکنید که به فلان اخلاق مذموم خود پایان دهد ولی او آگاهانه یا ناخودآگاه از این خواسته شما تخطی میکند، موجبات مشاجره فراهم میآید و در اینجاست که دوطرف، اخلاقیات ناپسند یکدیگر را بیان میکنند و متوجه میشوند که از تفاهم اولیه برای یک زندگی مشترک برخوردار نیستند. بسیاری از خانوادههایی که مشکل مالی ندارند، انتظاراتشان معقول است و چشم و هم چشمی نمیکنند، متأسفانه از این بعد قضیه متضرر میشوند.
راه حل چیست؟
برای مقابله با تمام وضعیتهای ارایه شده در بالا توصیه می شود که خونسردی خود را حفظ کنید و کوشش کنید همسرتان را به آرامش فراخوانید. هرگز به ابزاری نظیر بلند کردن صدایتان، ضرب و شتم، سخنان رکیک، تهمتزدن و... متوسل نشوید؛ بهعبارتی سادهتر، کاری نکنید که در آینده نتوانید در چشمان همسرتان نگاه کنید. همسرتان جزئی از شماست و هرگونه هتک حرمت وی، مستقیما بهخود شما باز میگردد. به این اصل ایمان بیاورید که شما قبل از اینکه همسر هم باشید، دوست و رفیق یکدیگرید و نباید آرامش خود را با کارهای اینچنینی سلب کنید.
فراموش نکنید کیفیت رابطه ی شما بستگی به طبیعت منازعه شما دارد. بستگی به این دارد که چگونه با منازعه خود برخورد می کنید.

** برای مثال اگر شما در بحث و منازعه خود موضوع اختلاف را فراموش می کنید و به جای آن به ارزش ها و صفات کسانیکه با آن ها اختلاف دارید حمله می کنید در رابطه خود رفتار مخربی را به نمایش می گذارید.
** اگر با همسرتان از آن رو مجادله می کنید که برای شما بحث و مجادله، انگیزه و محرک مهم تری از زندگی عادی و روزمره به شمار می رود بازهم رفتارتان مخرب است.
** اگر در منازعه و مباحثه خویشتن داری تان را از دست می دهید و از کنترل خارج می شوید، چه بهتر که اصولاً وارد بحث و منازعه نشوید.
برای اجتناب از چنین موقعیت هایی بهتر است در برخوردهایتان به نکات زیر توجه کنید:
** به همسرتان بگویید از چه کارهایی بدتان می آید؛
** او را از احساس هایتان مطلع کنید؛
** احساساتتان را به هیچ وجه پنهان نکنید تا او هم چنین باشد؛
** در مواقع مناسب از روابطتان با هم صحبت کنید و نیازها و خواسته هایتان را عنوان کنید .
آنچه که اهمیت دارد این است که:
در پایان منازعه از لحاظ احساسی به همسر خود دوباره نزدیک شوید، در غیر این صورت اختلاف نظرها روی هم انباشته می شوند و بر دامنه و شدت آن ها اضافه می شود.
واکنش روی هم انباشته شده را با واکنش بی تناسب و بیش از اندازه اشتباه نگیرید . هر دو اقدامات بی موردی هستند. واکنش بی تناسب واکنش بیش از اندازه به یک حادثه است، شاید به این شبیه باشد که بخواهید یک مگس را با پرتاب کردن یک خمپاره نابود کنید.
اگرچه واکنش انباشته شده نیزبه همین اندازه مخرب است، ولی نقطه مقابل واکنش بی تناسب است. واکنش روی هم انباشته شده زمانی حاصل می شود که در برخوردها و رویارویی های گذشته دوباره به نزدیکی احساسی نمی رسید.
پس همسران باید بیاموزند که بعد از منازعه و درگیری چگونه با هم به صلح و صفا برسند و برای این امر لازم است به یاد داشته باشید که در ابراز احساساتتان همیشه سخاوتمند باشید و خساست به خرج ندهید، هیچ گاه از ابراز محبت چیزی از دست نمی دهید، به همین دلیل با لبخند، گفتار، اعمال و افکارتان محبت خود را به همسرتان ابراز کنید.
رشد شخصی و سرزنده بودن شما در موفقیت و رویایی درست و حل و فصل احساسات و عواطف حل و فصل نشده گذشته است.
هر رابطه ای بالا و پایین ها و درگیری های خاص خود را دارد، در عین حال هر برخورد و درگیری فرصتی است برای رشد کردن، صمیمیت و عشق بیشتر.
به خاطر داشته باشید دعواها همواره به یک یا دو دلیل زیر ممکن است پیش آید:
** توجه کافی دریافت نمی کنید و میان شما فاصله ی احساسی و عاطفی به وجود می آید.
** احساسات سرکوب شده ی قبلی لبریز شده و موقعیت و درگیری فعلی را درشت نمایی می کند؛ به طوریکه به صورت چیزی که به مراتب بزرگ تر است جلوه می شود.
بعضی ها چنان از مشکل و درگیری فرار می کنند که گویی موضوع مرگ و زندگی در پیش است. اما در واقع عکس این واقعیت صادق است. رشد شخصی و سرزنده بودن شما در موفقیت و رویایی درست و حل و فصل احساسات و عواطف حل و فصل نشده گذشته است. به طوری که می توانید از درگیرها و مشکلات به عنوان سکوی پرشی برای خود کاوی و کشف خویشتن خویش استفاده کنید.
گاهی اوقات شرکت در بحث و درگیری با همسرتان زمینه ی خانه تکانی احساسی و عاطفی را برای شما بوجود می آورد. به شرط آنکه به نکاتی که در بالا به آنها اشاره شد دقت کنید و در عمل رعایت کنید.












